پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

مثنویات

شمارهٔ ۶

گفت شخصی به شاه اسماعیل

کای فلک تخت آفتاب اکلیل

چه گنه داشت آن سگ مسکین

که شهش کرد با ... قرین

چون که می‌شد .... گور به گور

ظلم کردن به سگ نبود ضرور

شاه گفتا که با هزار شرف

بود او نیز از سگان شاه نجف

امتحان را دو روز قوت نیافت

قوتش قوت لایموت نیافت

گرم شد چون ز تاب جوع الکلب

شد وفایش به ناشکیبی قلب

دل به ترک شکیب داد آخر

سگ نفسش فریب داد آخر

از در دوست چون که گشت برون

روی‌گردان شد آن سگ ملعون

از پی قوت تا به صحرا شد

اجلش قوت کرد و آنها شد

هر که زین در شود چو آن سگ دور

می‌شود با چنان سگی محشور

دور از این در صفا نمی‌باشد

هر سگی را وفا نمی‌باشد

هر که را نشئه وفا ازلی‌ست

همچو مجذوب از سگان علی‌ست

*با توجه به نهاده های شعر، گمان برده می‌شود که واژه حذف شده این شعر، (حنیفه) بوده باشد*

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.