پرش به محتوای اصلی
محمد کوسج محمد کوسج

برزونامه (بخش کهن)

بخش ۲۲ - گفتار در گرفتار شدن گستهم به دست سوسن رامشگر

چو مر گیو را برد پرخاشخر

پدید آمد از دور بار دگر

ستور و خروش و همیدون سوار

درخشیدن تیغ آهن گزار

ز مستی خروشنده چون شیر نر

به گردون رسیده سر کینه ور

همی راند باره به کردار باد

کز آن روشنایی دلش گشت شاد

چو آمد به نزدیک آن جایگاه

سرافراز گردان و دستور شاه

زمانی به خیمه همی بنگرید

خروشی چو شیر ژیان بر کشید

که ای مهتر از خیمه بیرون خرام

به من روی بنمای و برگوی نام

هم اینها که بودند در پیش من

سر افراز شیران سر انجمن

مرا بازگو تا کجا رفته اند

به نزد تو یا دورتر خفته اند

چو بشنید سوسن بیامد به در

به نزدیک آن پهلو نامور

بدو گفت کای نامور پهلوان

چرا بردمیدی چوشیر ژیان

ندیدم کسی را درین راه من

که ایدر رسیدم به بیگاه من

گریزانم از بیم افراسیاب

به نزدیک خسرو بدین روی آب

چو بشنیدم از تو بدین سان خروش

ز من بردی آرام با صبر و هوش

چنان آمد اندر دل من گمان

که از شهر توران یکی پهلوان

ز نزدیک افراسیاب دلیر

بیامد پس من به کردار شیر

کنون چون مرا دید بفزود کین

ز خونم کند سرخ روی زمین

چو دیدم بر آیین ایران تو را

بیفزود شادی تو گفتی مرا

چه جویی چه نامی مرا بازگوی؟

سوی روشنی آی و بنمای روی

چوبشنید گستهم آواز داد

بدو گفت کای دلبر پاک زاد

مرا نام گستهم گرد دلیر

که بگریزد از پیش من نره شیر

مرا طوس نوذر برادر بود

نترسم اگر دشمن آذر بود

کنون طوس و گودرز و کشواد و گیو

بدین راه رفتند گردان نیو

از ایوان رستم به خشم آمدند

همه بزم او را به هم بر زدند

پی اسب ایشان گرفتم دوان

تو را دیدم ایدر بدین سان نوان

اگر هست جامی بیاور زمی

که مخموری افکند ما را زپی

بخندید سوسن ز گفتار اوی

همی شادمان شد ز دیدار اوی

به خیمه درون رفت خورشید روی

بیاورد جامی به نزدیک اوی

به دست سر افراز گستهم داد

ز شادی سپهدار آواز داد

که آباد بادا همیشه تنت!

مبادا به گیتی همه دشمنت!

بگفت این و آن جام می در کشید

بیفتاد اسبش ازو در رمید

پی اسب گستهم نوذر گرفت

بیاورد زان پس ورا بر گرفت

ببردش بر آن دز ورا پیلسم

نبودش به دل اندرون هیچ غم

به خم کمندش ببست استوار

دگر باره آمد به بام حصار

ادامه‌ی برزونامه (بخش کهن)

  1. بخش ۲۴ - گفتار در مناظره کردن فرامرز دستان سام با پیلسمفرامرز کز پیش رستم برفت
  2. بخش ۲۵ - گفتار در جنگ کردن دستان سام با پیلسم و آمدن رستم در آن رزمگاه با سپاهچو بشنید ازو این سخن زال زر
  3. بخش ۲۶ - گفتار در رزم رستم با پیلسم و رسیدن فرامرز با لشکروزین روی رستم چو شیر ژیان
  4. بخش ۲۷ - آمدن فرامرز لشکر آوردن از سیستان رزم رستم و پیلسم سقلابیچو دستان فرامرز یل را بدید
  5. بخش ۲۸ - گفتار در رزم برزو و دستان و رسیدن افراسیاب با لشکر در آن رزمگاه قسمت اولچو از روز یک نیمه بگذشت راست
  6. بخش ۲۹ - گفتار در رزم برزو و دستان و رسیدن افراسیاب با لشکر در آن رزمگاه قسمت دومچو بشنید زو پیلسم این سخن
  7. بخش ۳۰ - جنگ رستم زال زر با پیلسم سقلابی قسمت اولوز آن پس به اسب اندر آمد چو باد
  8. بخش ۳۱ - جنگ رستم زال زر با پیلسم سقلابی قسمت دومبر آورد برزوی شمشیر تیز
همه‌ی برزونامه (بخش کهن) ←

محمد کوسج درباره‌ی محمد کوسج

شمس‌الدین محمد کوسج شاعر قرن هشتم هجری قمری است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دسترس نیست و بخش کهن منظومهٔ حماسی «برزونامه» مشتمل بر حدود ۴۲۰۰ بیت به وی منتسب است. برزونامه در اصل دو منظومهٔ جداگانه درباره داستانهاى برزو بوده که هر بخش از آن توسط شاعرى به نظم درآمده است. گویا در قرن دهم هجرى شخصى این دو بخش را به یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.