پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

خسرو و شیرین

بخش ۳۵ - غزل سرائی باربد از زبان خسرو

چو فرخ ساعتی باشد که تقدیر

دو عاشق را کند با هم به تدبیر

گهی خوش خوش به شادی جام گیرند

گهی در بزم وصل آرام گیرند

گهی با سرو سنبل دست مالند

گهی افسانهٔ هجران سکالند

گه از لبها نصیب جان ربایند

گه از دلها غبار غم زدایند

کسی کاین خواب بختش راستین است

کلید دولتش در آستین است

بهشت و بوستان بی‌دوست زشتست

به روی دوستان زندان بهشتست

من و جام می و زلف دوتاهت

بهشت و باغ من روی چو ماهت

چو من زان روی گلرنگ شدم شاد

رها کن سرخ گل را برد باد

چو در آغوشم آمد سرو گل روی

ممان گو هیچ سروی بر لب جوی

ادامه‌ی خسرو و شیرین

  1. بخش ۳۷ - عقد کردن خسرو شیرین راملک فرمود کآید موبدی زود
  2. بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرینچو مه در جلوه شد با نازنینان
  3. بخش ۳۹ - مجلس ساختن خسرو پرویز با حکیماندر آمد قاصد اقبال سرمست
همه‌ی خسرو و شیرین ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.