پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۹۵

به سمع معجری ای پیک عاشقان برسان

حدیث شوق ملاقات و آرزمندی

ز بعد آنکه زدی حلقه بر در و خود را

در آن جناب همایون چو حلقه افکندی

بگویش این قدر از من که ای به رتبت و فضل

گذشته قدر تو از پایه هنرمندی

چه گل شکفت ازاینت که بر سبیل خلاف

درخت مهر و محبت ز بیخ برکندی

گر از تنیده یاری گسسته شد تاری

چه باشد ار به سرانگشت عفو پیوندی

مرا خود از تو چه نفع و تو را ز من چه ضرر

که من تو را بپسندم مرا تو نپسندی

به نظم و نثر گرفتم که سعدی وقتیم

نه من ز خاک خجندم تو از سمرقندی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۷دریاب کمال این سخن نازک و باریک
  2. شمارهٔ ۹۸شیر مردانه بگفتم پندیت
  3. شمارهٔ ۹۹طاس بازی بدیدم از بغداد
  4. شمارهٔ ۱۰۰عمارت چرا میکند چیم آقا
  5. شمارهٔ ۱۰۱گر گوشه بسازد سلطان حسین ما را
  6. شمارهٔ ۱۰۲گفته‌های لطیف بندهٔ خویش
  7. شمارهٔ ۱۰۳محبت تو اماما فریضه چون روزه است
  8. شمارهٔ ۱۰۴منشی چرخ را وترا ای فرید عصر
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.