پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

مقطعات

شمارهٔ ۷۰

ای زه نم کلک شکر بار تو

تازه و تر باغ سخن را نهال

تا شده روشن ز تو آب سخن

سرد شده بر دا مردم زلال

دیده خط شعر و تو گشته سرخ

جدول دیوان من انفعال

گر بهدادیان موظف ز فقر

می نرسد دست تو چون پارسا

تخفه ام اشعار مخیل فرست

از تو چو قانع شده ام با خیال

همت تو گرچه نیارد فرو

سر بمقام من شوریده حال

هست امیدم که رساند ترا

پیر مکمل بمقام کمال

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۲زفاقه ره پر محنت و عذاب سفر
  2. شمارهٔ ۷۳شاه را از فضل و رحمت پادشاه ذوالجلال
  3. شمارهٔ ۷۴موریئی کان علا دین سازد
  4. شمارهٔ ۷۵جوانی گفت با محبوب خوشگوی
  5. شمارهٔ ۷۶جیم آقا گفت بهر قبر میر
  6. شمارهٔ ۷۷حاجی کل از بر ما گرچه سوی قبله رفت
  7. شمارهٔ ۷۸کرد حکیمی ز نظامی سوال
  8. شمارهٔ ۷۹کمال اشعار اقرانت ز اعجاز
همه‌ی مقطعات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.