پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

کمال خجندی

مثنوی

به امعانی تبریزی یکی گفت

چو از شوق برادر شب نمی خفت

که چون در گل بماندی زاشتیاقش

چگونه می کشی بار فراقش

بدو گفت ای رفیق غمگسارم

چرائی بی خبر از کار و بارم

چنین بینی که پیش روی من هست

نمی بینی که از پنجه، شصت من هست

خری کو شست من برگیرد آسان

ز شست و پنج من نبود هراسان

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.