پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]

رباعی ۱۰۱

ای بیخبران شکلِ مُجَسَّم هیچ است

وین طارَمِ نُهْ‌سپهرِ اَرْقَم هیچ است

خوش باش که در نشیمنِ کَوْن ‌و فَساد

وابستهٔ یک دمیم و آن هم هیچ است!

ادامه‌ی هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]

  1. رباعی ۱۰۳دنیا به مراد رانده گیر، آخِر چه؟
  2. رباعی ۱۰۴* رِندی دیدم نشسته بر خِنْگِ زمین
  3. رباعی ۱۰۵این چرخِ فلک که ما در او حیرانیم
  4. رباعی ۱۰۶چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
  5. رباعی ۱۰۷بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ!
همه‌ی هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.