پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

نوروزنامه

بخش ۳۸ - شراب ممزوج و مروق

کسی را که خمار سخت کند، و یا از درد سر رنج باشد نیکست، و مردمان گرم مزاج را شاید،

مضرتش ، باد در شکم انگیزد، و درد بندها آرد، و معده و جگر را سرد کند،

دفع مضرتش با گوشتابه و قلیه با توابل و افزار بسیار کند، و نقل میوه خشک کند،

شرابی که بترشی زند، مردمانی را که معدها و جکرهاء گرم دارند شاید،

مضرتش، آرزوی مجامعت ببرد، و پیها را سست کند،

دفع مضرتش با سپید باهاء حرف و حلوا و شیرینی خوردن تازیان ندارد،

شرابی که آفتاب پرورده باشد، لطیفتر و زودگوارتر از همه شرابها بود،

مضرتش ، خون را بزودی عفن گرداند،

دفع مضرتش باسکبا و سماق و ناربا کنند، و نقل ریباس و انار کنند، و از پس او سکنجبین خورند تازیان ندارد،

شراب مویزی، آنچه ازو صافی باشد مانند شراب ممزوج باشد، میل بخشکی دارد و موافقست محروران را،

مضرتش، آنچه تیره بود مانند شراب سیاه باشد و بدگوارد، و سودا انگیزد، و باد در شکم افگند، و شکن برآورد، و راههاء جگر ببندد،

دفع مضرتش، سکنجبین و آب کاسنی و تخم خیار با خیار بادرنگ...

شراب خرمایی، تن را فربه کند، و خون بسیار راند، خاصه که نو باشد،

مضرتش، غلیظ و بدگوارست، و راه جگر ببندد، و خون سودایی انگیزد،

دفع مضرتش، شراب انار و سکنجبین و داروهایی که سودا را براند بکار دارد تازیان ندارد، و درین باب این مقدار کفایت باشد، اکنون پیدا کنیم که انگور ازکجا پدید آمد و می چگونه ساخته اند،

ادامه‌ی نوروزنامه

  1. بخش ۴۰ - گفتار اندر خاصیت روی نیکوروی نیکو را دانا آن سعادتی بزرگ دانسته‌اند، و دیدنش را به فال فرخ داشته‌اند، و چنین گفته‌اند که سعادت دیدار نیکو در احوال مردم همان تاثیر کند که سعادت کواکب سعد بر آسمان، و مثال این چنان نهاده‌اند چون مثل جامه که عطر اندر صندوق بود که از وی بوی گیرد و بی
  2. بخش ۴۱ - حکایتچنین گویند که عبدالله طاهر یکی را از بزرگان سپاه خویش باز داشته بود، هر چند در باب او سخن گفتندی از وی خشنود نگشت، پس چون حال بدان جا رسید، و هرکس از کار او ناامید گشتند این بزرگ را کنیزکی بود فصیحه، قصه‌ای نوشت و آن روز که عبدالله طاهر به مظالم نشست آن ک
  3. بخش ۴۲ - حکایتگویند سلطان محمود روزی به تماشا شده بود؛ و از صحرا سوی شهر همی آمد. و در آن حال هنوز امیر بود و پدرش زنده بود. چون به در دروازه شهر رسید، چشمش در میان نظارگیان بر پسری افتاد چرکین‌جامه به قدر دوازده ساله اما سخت نیکو-روی و طُرفه و زیبا بود: تمام‌خلقت، معت
همه‌ی نوروزنامه ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.