پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

مثنویات

در ستایش سرور کائنات رسول اکرم ﷺ

از پس حمد ملک ذوالجلال

بعد درود مه برج کمال

به که به اوصاف شه دادگر

خامه کنم رشک ده نیشکر

آن شه دریا دل والا تبار

داور دادار سیر جم وقار

کوه شرف، کان سخا و هنر

هر که شود از کرمش بهره ور

رتبه عالیش بدانسان شود

تاج سرش صیقل کیوان شود

کشتن تن در یم احسان او

خرد کند موجه طوفان او

خصم خجل گشته شمشیر او

چرخ سراسیمه تدبیر او

خواست برد سر به در از امر او

خورد دو سیلی ز کف قهر او

اینکه بر او چشمه شمس و قمر

مانده نشان بسته ز جوزا کمر

شاهد اقبال در آغوش او

صد جم و کی غاشیه بر دوش او

عالم و رغبت ده ارباب شرع

ارض و سمائی است به اصل و به فرع

گشت ز همنامی او پیش ازین

آتش نمرود چو خلد برین

تا زده آن مهر عدالت علم

رخت برون برده ز عالم الم

باز به گنجشک دهد دانه را

شمع نسوزد پر پروانه را

الغرض از غایت امن و امان

داغ نهد بر دل نوشیروان

مهدی اگر گردد از این باخبر

یحسبه سنه خیر البشر

بانی این بلده جنت نهاد

رشک ده روضه ذات العماد

بس که فرح می دهد آن گلستان

حافظ شیراز بلاغت نشان

بیند اگر یک نفسش جای خویش

نسخ کند نعت مصلای خویش

کرد خرد ختم سخن اینچنین

انک فیها لمن الخالدین

ادامه‌ی مثنویات

  1. در وصف رسول اکرم ﷺدرودی کز نسیمش مشک تاتار
همه‌ی مثنویات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.