پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۱۱۳ - کشته شدن جهانسوز بر دست سام

چو از راز او گشت آگاه سام

برآورد شمشیر کین از نیام

به نام‌آوران گفت جنگ آورید

جهان بر بداندیش تنگ آورید

که دیگر به فرموده شاه چین

جهانسوز نگشاید اینجا کمین

تکش با تمرتاش و قلواد گرد

کشیدند تیغ از پی دستبرد

سران یکسره تیغ کین آختند

بدان لشکری جنگ درتاختند

سهیل جهانسوز و سام دلیر

به هم درفتادند چون پیل و شیر

فراوان بگشتند با یکدگر

نه آن را خطر بد نه این را ظفر

جهانجو بدو تاخت ناگه ستور

بزد تیغ و سر از تنش کرد دور

وز آن پس بدان لشکرش حمله کرد

بیفکند از سرکشان چند مرد

ز خون سبزه را کرد شنگرف پوش

یلان را همی داد ز الماس نوش

چو دیدند آن لشکر نامدار

که سالارشان کشته شد گاه کار

دمادم سپهبد درآمد ز جای

سران را در انداخت از بادپای

سواری فرستاد سام دلیر

همانگه به نزدیک فرهنگ شیر

که شه باز کرده ره ریمنی

پذیرفت گفتار اهریمنی

تو هم لشکر خویش را ساز ده

دل سرکشان را همه باز ده

برآرای لشکر که اینک ز راه

رسیدم که از شه شوم کینه‌خواه

از آن سو خبر سوی فغفور شد

تو گفتی که هوش از سرش دور شد

دگرباره دستور را خواند پیش

ببارید خوناب از چشم خویش

ز رزم جهانسوز و سام دلیر

سخن گفت بی‌مر به دستور پیر

که سام دلاور شده چیره‌دست

کمین آوران را سرآورده پست

کنون رخ بیارد سوی تاختن

نیارم برو تیغ کین آختن

بدو گفت پرمایه دستور پیر

که گفتار من یکسره یادگیر

بگو کز جهانسوز پرخاشخر

مرا نیست زین حیله اصلا خبر

چو آن زابلی این نوا بشنود

همانا سوی رزم و کین نگرود

وگر سرکشی سازد و بدخوئی

تو باید که گیری ره نیکوئی

برهنه مکن تیغ و در بر فکن

سبک در شوی سوی آن تیغ‌زن

همه لابه سازی و خواهش گری

بدان تا نیاید سر داوری

وز آن پس مشو هیچ در کار سست

دگر روی کن سوی مکر نخست

سخن زان ز بیماری دخت خویش

به مرگش دل خویش را ساز ریش

پذیرفت گفتار او شهریار

ز نو حیله را شد ز نو خواستار

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۱۱۵ - رفتن قلواد و قلوش و فرهنگ به طلب سام و چگونگی آنسخن بشنو اکنون یکی گوش دار
  2. بخش ۱۱۶ - چگونگی احوال سام به دست عالم‌افروزسرایده زین سان سخن باز راند
  3. بخش ۱۱۷ - واقف نمودن عالم افروز، قلوش را و بردن نزد سامچو قلوش نشست از بر بادپا
  4. بخش ۱۱۸ - بردن عالم‌افروز، قلواد را نزد سامسراینده نامه باستان
  5. بخش ۱۱۹ - کشته شدن عالم‌افروز به دست سام نریمانزمانی چو بگذشت از آن مهرشان
  6. بخش ۱۲۰ - رها کردن فرهنگ، سام را از طلسمات عالم‌افرزوسراینده داستان کهن
  7. بخش ۱۲۱ - رسیدن نامه منوچهر شاه نزد سام نریمانبه گردش درآمد می ارغوان
  8. بخش ۱۲۲ - نهان کردن پری‌دخت را به حکم فغفور در سردابه و آوازه مرگ اونهان کردش از چشم ماهی چو ماه
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.