پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

بخش ۱۰ - بر تخت نشستن ضحاک در ایران زمین

یکی مرد بود اندر آن روزگار

ز دشت سواران نیزه گذار

گرانمایه هم شاه و هم نیک‌مرد

ز ترس جهاندار با باد و سرد

همان گاودوشان به فرمان‌بری

همان‌تازی اسبان همچون پری

به شیر آن کسی را که بودی نیاز

بدان خواسته دست کردی در آن

پسر بد مر آن پاک‌دین را یکی

کش از مهر بهره نبد اندکی

جهان جوی را نام ضحاک بود

دلیر و سبکسار و ناپاک بود

(کجا بیورسبش همی خواندند

چنین نام بر پهلوی راندند)

کجا بیور از پهلوانی شمار

که بد در زمانش ورا ده هزار

ز اسبان تازی به زرین ستام

ورا بود چندان که بردند نام

شب و روز بردی به هر ره برین

ز راه بزرگی ز آزار کین

چنان بد که ابلیس روزی پگاه

بیامد بسان یکی نیک‌خواه

دل مهتر از راه نیکی ببرد

جوان گوش گفتار او را سپرد

بدو گفت پیمانت خواهم نخست

پس آنگه سخن درگشایم درست

بدو گفت جز تو کسی در سرای

چرا باشد ای نامور کدخدای

ادامه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو

  1. بخش ۱۲ - در پادشاهی ضحاک و مآل و احوال وی گویدچو ضحاک برتخت شد شهریار
  2. بخش ۱۳ - خواب دیدن ضحاک و تعبیر جستن از موبداندر ایوان شاهی شب تیره باز
  3. بخش ۱۴ - در وجود آمدن فریدون و احوال آنببالید برسان سرو سهی
  4. بخش ۱۵ - آغاز کتاب سام‌نامه - از گفتار افصح‌المتکلمین خواجوی کرمانی رحمه‌الله علیهکنم ابتدا از خداوند یاد
  5. بخش ۱۶ - گفتار در متولد شدن سام نریمان از بطن دختر پادشاه بلخبه باغی یکی روز در پای سرو
  6. بخش ۱۷ - رفتن سام نریمان به شکار و دیدن گور راچو سام از فراز سمند سیاه
  7. بخش ۱۸ - رسیدن سام به سر منزل عالم افروزچنان تا به گاه سپیده براند
  8. بخش ۱۹ - رسیدن سام به ایوان و دیدن صورت پری‌دخت راروان گشته با آن پریچهره ماه
همه‌ی سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.