پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

ترکیبات

شمارهٔ ۵ - مخمس فی مدح ملک الاعظم خسرو السواحل نظام الدولة و الدین کیقباد الهرموزی طاب ثراه

بر آمد آن مه خورشید منظر از درگاه

گشوده بند بغلطاق و کژ نهاده کلاه

بمژده گفت که امروز بر کرانه ی راه

مرا مبشر اقبال بامداد پگاه

نوید عاطفت آورد از آستانه شاه

نمود چهره و پنداشتم که صبحدمست

گرفت ساغر و شد روشنم که جام جمست

شراب داد بدین بنده کاصغر الخدمست

چه گفت گفت که رویت بکعبه ی کرمست

نیاز عرضه کن و حاجتی که هست بخواه

بساط مجلس او جوی و باغ خلد مجوی

بیک اشارت او ترک هر دو کون بگوی

بجنب خاک درش دست از آب خضر بشوی

وز آستانه او بر مگیر ازین پس روی

که نیست دولت و دین را جز این حوالتگاه

وجود او را جوهرشناس و کون عرض

کز آفرینش عالم جز او نبود غرض

چو قهر و مرحمتش عین صحّتست و مرض

رضای او را از کاینات گیر عوض

جناب او را از حادثات ساز پناه

شهی که پیر سپهرست خاک روب رهش

قبای اطلس چرخست ترکی از کلهش

شه فلک بود ابلق سواری از سپهش

خدایگانی کاندر فضای بارگهش

عدیل قمّه چرخست قبّه خرگاه

نظام دولت و دین کیقباد کسری فر

مه سپهر معالی سپهر فضل و هنر

شهنشهی که نهد تیغ کوه او را سر

به پیش موکبش از فتح و نصرتست حشر

بگرد رایتش از یمن دولتست سپاه

چو ماه رایت او بر فلک تجلی کرد

زمانه نسبت رایش بدست موسی کرد

عقاب چار پرش قصد چرخ اعلی کرد

ز کامکاری قدرش بهر چه دعوی کرد

فلک مقر شد و حاجت نیامدش بگواه

تهمتنی که بود بزم رزم و رزمش بزم

بحرف قاطع تیغست عین عامل جزم

هر آنگهی که نماید بسوی میدان عزم

به پیش خنجر بیجاده رنگ او در رزم

بود ز بی خطری کوه بر مثابت کاه

زهی شکوه تو در چشم اختران زده خاک

مهابت تو گریبان آسمان زده چاک

زمانه تیغ ترا خوانده آب آتشناک

رسیده خاک جنابت ز قدر بر افلاک

فتاده نام بزرگت بعدل در افواه

با بر تیغ دو تا کن قد هلالی خصم

چو روشنست ترا حال سست حالی خصم

نهال رمح تو در خون کشد نهالی خصم

مثال قهر تو و مکر و بد سگالی خصم

حدیث حمله شیرست و حیله ی روباه

چو غنچه نفحه ی خلق تو از صبا بشنید

چو صبح بردم گلبوی بوستان خندید

سپهر سر زده از چنبر تو سر نکشید

توئی که سر بسر آثار شهریاری دید

هر آن زمان که خرد در جبینت کرد نگاه

ز چشم زخم سپهرت مباد نقصانی

که جز سپهر نزیبد ترا ثنا خوانی

چو در جهان چو تو پیدا نشد جهانبانی

بقای عمر تو در ملک باد چندانی

که حصر آن نکند دور سال و مدت ماه

ادامه‌ی ترکیبات

  1. شمارهٔ ۷ - فی مرثیة ملک الاعظم ناصر الدنیا و الدین محمد بن البرهانرنگ شفق نگر که چو خورشید روشنست
  2. شمارهٔ ۸ - فی تهنیة بعید الفطرایکه زلفت شب قدرست و رخ زیبا عید
  3. شمارهٔ ۹ - فی التهنیة قدوم الصاحب الاعظم تاج الحق و الدین العراقی طاب ثراهمژده ی مقدم مخدوم جهان آوردند
  4. شمارهٔ ۱۰ - فی مدح الصاحب المعظم جمال الدین دیلم اصفهانیپسته شکّری است آنک تو داری نه دهن
  5. شمارهٔ ۱۱ - فی مدح الامیر الاعظم مظفر الدنیا و الدین صادون بیک طاب ثراهچون پدید آمد ز زیر هفت چرخ مستدیر
  6. شمارهٔ ۱۲ - فی مرثیة السلطان السعید الشهید ارپه خان و مدح الامیر جلال الدولة و الدین مهدیز دست این فلک گوژ پشت سفله پرست
  7. شمارهٔ ۱۳ - فی مرثیة نوئین الاعظم غیاث الدین کیخسرو و ابیه قطب الدین محموداز گنج دهر بهره بجز زخم مار نیست
همه‌ی ترکیبات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.