پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

مخمسات

شمارهٔ ۲

چون حریفان صبوحی به چمن روی نهند

چشم بر برگ گل و لالهٔ خود روی نهند

زاهدان خرقه و سجاده به یک سوی نهند

گوش بر زمزمهٔ بلبل خوشگوی نهند

تو بجز سایه سرو و طرف جوی مجوی

گل سوری دگر از چهره برافکند نقاب

قدح لاله شد از ژاله پر از بادهٔ ناب

ساقیا وقت صبوحست بده جام شراب

پیش رخسار تو گو صبح جهانتاب متاب

با گل روی تو گو گل لالهٔ خودروی مروی

آنکه بر لاله کند سنبل پرچین پرچین

من دلسوخته فرهادم و لعلش شیرین

بجز از باغ جمالش گل صد برگ مچین

روی او بین و دگر چشمهٔ خورشید مبین

زلف او بوی و دگر سنبل خوشبوی مبوی

دوستان پند دهندم که مکن یاد وصال

که خیالست که بینی دگرش جز به خیال

تنت از مویه چو موئی شد و از ناله چو نال

بعد ازین در غم آن سرو سمن بوی منال

بیش ازین بی رخ آن ماهِ زره موی مموی

چون شود مطربهٔ پرده‌سرا پرده سرای

این غزل را به همین لهجه و این پرده سرای

که‌ای بهار چمن و سروِ خرامانِ سرای

طوطی منطق خواجو چو شود نغمه سرای

سخن از زمزمهٔ بلبل خوشگوی مگوی

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.