پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

سایر

مخمس

دوش بر طرف چمن زمزمهٔ فاخته بود

قمری از پرده ی عشاق نوا ساخته بود

راستی سرو خرامان علم افراخته بود

بلبل دلشده آواز در انداخته بود

که سراپرده ی گل باز بصحرا زده اند

تو شکر خنده ی گل بین که بشیرین کاری

می کند لاله دلسوخته را دلداری

گر دل لاله و میل گل خندان داری

خیز کز برگ شقایق بچمن پنداری

تخت یاقوت برین طارم خضرا زده اند

چاک زد باد صبا پیرهن پاره ی گل

خون شد از زاری بلبل دل بیچاره ی گل

چشم نرگس بگشودند بنظّاره ی گل

تا برافروخته اند آتش رخساره ی گل

آتش اندر جگر لاله حمرا زده اند

بلبلان سحر از جام صبوحی مستند

می پرستان سحر خیز بمی بنشستند

توبه ی زاهد سجّاده نشین بشکستند

کوه را تا کمر از لاله ی حمرا بستند

طعنه بربند کمر ترکش جوزا زده اند

وقت آن شد که ز کاشانه ببستان پوئی

جام می نوشی و گل چینی و سنبل بوئی

همچو خواجو قدح و صحن گلستان جوئی

که بطرف چمن از لاله و ریحان گوئی

رقم از غالیه بر صفحه ی دیبا زده اند

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.