پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

المطائبات و المقطعات

شمارهٔ ۲۲ - فی الاستیهاب و طلب الجایزه

زهی رفیع جنابی که چون بیوت عناکب

سپهر بر در ایوان رفعت تو تنیده‌ست

هیاکل ملکی صورت و وجود تو معنی

معاقد فلکی قفل و خاطر تو کلیدست

از آن محیط بنزد تو آب روی ندارد

که قطره ئیست که از ابر بخشش تو چکیده‌ست

برین حدیقه ی خضرا گل شقایق شرقی

شکوفه ئیست که از باغ دولت تو دمیده‌ست

همای روح که دارد و رای سدره نشین

کبوتریست که از برج همّت تو پریده‌ست

بصد هزار قران در کمال فضل و معانی

فلک نظیر تو با صدر هزار دیده ندیده‌ست

چرا بلرزه در افتاده است بحر در فشان

اگر حدیث دل و دست معطیت نشنیده‌ست

جهان مطاوع حکم تو باد و دهر متابع

که او کزین جهان شد که خدمت تو گزیده‌ست

دوام عمر تو چندانکه بهر بنده نوشتی

بقای خصم تو چندین کزان ببنده رسیده‌ست

ادامه‌ی المطائبات و المقطعات

  1. شمارهٔ ۲۴ - کتب الی مولی السعید غیاث الدین زنگیشاه الخوافیغیاث دولت و دین کهف عالم
  2. شمارهٔ ۲۵ - ایضاًدمی بصحبت پیری رسیده بودم دوش
  3. شمارهٔ ۲۶ - ولهصدر بلند مرتبه یحیی که معطیی
  4. شمارهٔ ۲۷ - ولهستوده مفخر آفاق صدر دین یحیی
همه‌ی المطائبات و المقطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.