پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

ترکیبات

شمارهٔ ۶ - مخمس

الروض قد تبسم و الغیم قد بکا ‌‌

و الصبح قد تبلّج والدیک قد حکی

تا کی چو چنگ ناله کنم چون قدح بکا

اکنون که گل به طرف چمن برد متکا

ای سرو گلعذار بده جام عبهری

در آفتاب زن ز می دلفروز تاب

وز آب منجمد بفروز آتش مذاب

زین سان که چشم شوخ تو مست است و من خراب

گر زانک تشنه میرم و بارم ز دیده آب

بر آتشم نشانی و آب رخم بری

تا کی ز راه کعبه به بتخانه خوانی‌ام

سوزی به سان شمعم و پروانه خوانی‌ام

گاهی به گنج و گاه به ویرانه خوانی‌ام

رخ چون پری نمایی و دیوانه خوانی‌ام

دیوانه آن بود که نبیند رخ پری

می ده که بر کشید خور خاوری علم

در گردش آر خون سیاوش ز جام جم

بشنو نوای مرغ بر آهنگ زیر و بم

تا مشکبو شود نفس باد صبحدم

بفشان شکنج طره مشکین عنبری

خواجو فسون مخوان و به ترک فسانه گیر

چون صبح در دمید شراب شبانه گیر

سرو چمن به رقص درآمد چمانه گیر

همچون خضر ز ظلمت گیتی کرانه گیر

و آب حیات جوی ز جام سکندری

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.