پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۲۰۱ - مطلع دوم

ای با دل سودائیان عشق تو در کار آمده

ترکان غمزت را به جان دلها خریدار آمده

آئینه بردار و ببین آن غمزهٔ سحر آفرین

با زهر پیکان در کمین ترکان خون‌خوار آمده

تو بادی و من خاک تو، تو آب و من خاشاک تو

با خوی آتش‌ناک تو صبر من آوار آمده

دانم که ندهی داد من، روزی نیاری یاد من

بشنو شبی فریاد من، داغ شب تار آمده

ای خون من در گردنت، زین دیر یادآوردنت

وز دست زود آزردنت جانم به آزار آمده

هم خواب خرگوشم دهی، داغ جگر جوشم نهی

ای از تو آغوشم تهی، خوابم همه خار آمده

خاقانی و درد نهان، خون دل از ناخن چکان

وز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده

او بلبل است ای دلستان طبعش چو شاخ گلستان

در مجلس شاه اخستان لعل و زرش بار آمده

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۰۳ - این قصیدهٔ را تحفة الحرمین و تفاحة الثقلین خوانند در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و پیش حظیرهٔ مقدس پیغمبر اکرم به عرض و اتمام آورده استصبح خیزان بین به صدر کعبه مهمان آمده
  2. شمارهٔ ۲۰۴ - مطلع دوم در وداع کعبهالوداع ای کعبه کاینک وقت هجران آمده
  3. شمارهٔ ۲۰۵ - در حال بیماری به اشتیاق خراسانبه خراسان شوم انشاء الله
  4. شمارهٔ ۲۰۶ - این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گویددلنواز من بیمار شمائید همه
  5. شمارهٔ ۲۰۷ - مطلع دومسر تابوت مرا باز گشائید همه
  6. شمارهٔ ۲۰۸ - در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملک‌شاهما فتنه بر توایم و تو فتنه بر آینه
  7. شمارهٔ ۲۰۹ - در شکایت از زمان و مذمت اقراندر این منزل اهل وفائی نیابی
  8. شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ قدوة الحکما کافی الدین عم خودگر به قدر سوزش دل چشم من بگریستی
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.