پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۹۱ - مطلع دوم

ای تیر باران غمت، خون دل ما ریخته

نگذاشت طوفان غمت، خون دلی ناریخته

ای صد یک از عشقت خرد، جان صیدت از یک تا به صد

چشم تو در یک چشم زد، صد خون تنها ریخته

ای ریخته سیل ستم بر جان ما سر تا قدم

پس ذرهٔ ناکرده کم، ما تن زده تا ریخته

ماهی و جوزا زیورت، وز رشک زیور در برت

از غمزهٔ چون نشترت مه خون جوزا ریخته

محراب قیصر کوی تو، عید مسیحا روی تو

عود الصلیب موی تو، آب چلیپا ریخته

گیرم‌نه‌ای چون آب نرم، آتش مباش از جوش گرم

آهسته باش ای آب شرم، از چشم رعنا ریخته

زلفت چو هر غوغائیی، چون زیر هر سودائیی

چشمت بهر رعنائیی، آب رخ ما ریخته

در پختن سودای تو خام است ما را رای تو

ما زر و سر در پای تو، خاقانی آسا ریخته

روز نو است و فخر دین بر آسمان مجلس نشین

ما زر چهره بر زمین، تو سیم سیما ریخته

خاقان اکبر کز فلک بانگ آمدش کالامر لک

در پای او دست ملک، روح معلا ریخته

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح ابو المظفر شروان شاه اخستان بن منوچهرصبح خیزان بین قیامت در جهان انگیخته
  2. شمارهٔ ۱۹۴ - مطلع دومماه نو دیدی حمایل ز آسمان انگیخته
  3. شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوماین تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیخته
  4. شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح خاقان اکبر منوچهر شروان شاهدور فلک ده جام را از نور عذرا داشته
  5. شمارهٔ ۱۹۷ - مطلع دومای در دل سودائیان، از غمزه غوغا داشته
  6. شمارهٔ ۱۹۸ - مطلع سوماین آتشین کاسه نگر، دولاب مینا داشته
  7. شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج اوای در عجم سلالهٔ اصل کیان شده
  8. شمارهٔ ۲۰۰ - در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستان‌بن منوچهرعید است و پیش از صبح‌دم مژده به خمار آمده
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.