پرش به محتوای اصلی
کسایی کسایی

دیوان اشعار

حکمت

چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه

زیانشان مور را باشد دو درشان هست یک خانه

اگر ابروش چین آرد ، سزد گر روی من بیند

که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه

چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید

بباید زیر ننمودن همان یک روز پیمانه

کنون جویی همی حیلت که گشتی سست و بی طاقت

تو را دیدم به برنایی ، فسار آهخته و لانه

اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر

صیاد از دور ، نک دانه برهنه کرده لوسانه

طبایع گر ستون ِ تن ستون را هم بپوسد بن

نگردد هرگز آن فانی ، کش از طاعت زنی فانه

نباشد میل فرزانه به فرزند و زن هرگز

ببرّد نسل این هر دو نبرّد نسل فرزانه

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. ای طبع سازوار ...ای طبع سازوار ، چه کردم تو را ، چه بود
  2. وصف شراباز او بوی دزدیده کافور و عنبر
  3. می و ماه و مریخبه جام اندر تو پنداری روان است
  4. بخشندگی ممدوحکفت گویی که کان گوهرستی
  5. تف و تاباز بهر که بایدت بدین سان شبگیر
همه‌ی دیوان اشعار ←

کسایی درباره‌ی کسایی

مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را می‌گفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر می‌آید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.