پرش به محتوای اصلی
افسر کرمانی افسر کرمانی

قطعات

شمارهٔ ۵

بخت بدم از ساحت کرمان به بم انداخت

از گلشن عیشم سوی زندان غم انداخت

با ...... کرد مرا دست و گریبان

بنگر که خر و توبره، چه نیکو به هم انداخت

نامد چو وجو دش عدمی صرف به عالم

تا باز خدا، طرح وجود و عدم انداخت

آن روز که بنوشت قضا نسخه امکان

چون نامه بوی گشت ورا از قلم انداخت ...

با مرد سخنگوی درافتاد و زیان کرد

روباه صفت پنجه به شیر غژم انداخت

هرچند کرم کرد ولی حیف که آخر

حرفی که وسط بود ز لفظ کرم انداخت

افسر کرمش را بپذیرفت و پس آنگه

یائیش بیفزود و به سوی حرم انداخت

افسر کرمانی درباره‌ی افسر کرمانی

میرزا مهدی‌قلی‌خان کرمانی ملقب به «افسر کرمانی» از شاعران و خوشنویسان ایرانی سدهٔ سیزدهم قمری بود. پدر او ابوالقاسم كرباسی كه از بازرگانان خراسان بود، در سفری به كرمان دختری از آن دیار را به همسری برگزید و افسر، یگانه فرزند آنان در آنجا زاده شد. افسر در زادگاه خود نشو و نما یافت و نزد بزرگان آنجا علوم دینی، حكمت، منطق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.