پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۱۹۳ - وله ایضاً فیه

ای ز دستت آز را سرمایه‌ای

ذکر حاتم با کفت افسانه‌ای

ذات پر معنیّ تو اندر جهان

صورت گنجیست در ویرانه‌ای

آشکارا پیش ذهن و خاطرت

هرکجا در غیب پنهان خانه‌ای

هست در دور کف دریا کشت

هفت دریا کمتر از پیمانه‌ای

نیست از من سوخته‌تر در جهان

شمع اقبال ترا پروانه‌ای

کار من بگشاید ار کلکت شود

در کلید روزیم دندانه‌ای

تا در این شهر آمدم از بس اوام

من رهی بفروختم کاشانه‌ای

وام داری هر دم از هر گوشه‌ای

در من آویزد چنان دیوانه‌ای

گر نمایم رخ بدو چون آینه

چنگ در ریشم زند چون شانه‌ای

چشم‌ها بر راه دارم همچو دام

تا کجا افتد به چنگم دانه‌ای

من چنین محروم و از انعام تو

گشته هر آواره‌ای فرازنه‌ای

مانده من لب خشک و در بحر سخات

آشنا ور گشته هر بیگانه‌ای

حسبة لله بفرما منعما

در خلاص کار من پروانه‌ای

یا اشارت کن که تا مطلق کنند

وقت را مرسوم موقوفانه‌ای

از تردّد بر لب آمد جان من

آریی فرمای یک ره یا نه‌ای

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.