پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

قطعات

شمارهٔ ۵۰ - در بلندنظری و همت خود در سخن سرائی گفته

منم کلیم بطور بلندی همت

که استغاصه معنی جز از خدا نکنم

بخوان فیض الهی چو دسترس دارم

نظر به کاسه دریوزه گدا نکنم

به صیدگاه سخن بازِ سیر چشم منم

به صید بسته کس پنجه آشنا نکنم

زفیض دریا پهلو تهی کنم چو حباب

زرشح قطره بیمایه خود چرا نکنم

بسیر گلشن معنی صاحبان سخن

چو غنچه چشم تماشای فکر وا نکنم

زگوهری که بغوص کسی برون آید

اگر بفرض شوم کور توتیا نکنم

بریده باد ز روحم غذای معنی اگر

برزق موهبت عیسی اکتفا نکنم

باخذ معنی در پیش پا فتاده خلق

قد طبیعت برجسته را دوتا نکنم

ز جذب معنی بیمغز هر تنگ مایه

به ننگ تن ندهم کار کهربا نکنم

چو خوشه هر سر مو بر تنم سنان بادا

ز خوشه چینی افلاک اگر ابا نکنم

اگرچه در فن خود کیمیاگر سخنم

زفکر خود مس معنی کس طلا نکنم

ولی علاج توارد نمی توانم کرد

مگر زبان سخن گفتن آشنا نکنم

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.