پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

مناقب

شمارهٔ ۷ - غزل

آن کسوت نازک که بر اندام تو بار است

چون نکهت گل دست در آغوش بهار است

نبود چو حبابش هوس صدر نشینی

آن پاک گهر را که خبر از ته کار است

کس ره نبرد حال سیه روز غمت را

در خویش نهان گشته به رنگ شب تار است

از آتش عشق تو برون آمده بیغش

بر سینه زر داغ توام پاک عیار است

زد دست هوس غیر بر آن سلسلهٔ مو

غاف که سر زلف نکویان دم مار است

گر سیل سرشکم بود از جا عجبی نیست

اینجاست که از ضعف نگه بر مژه بار ا ست

هر قطرهٔ خون بسته ز دم سردی ایام

در پیکر صدچاک تو جویا چو انار است

ادامه‌ی مناقب

  1. شمارهٔ ۹ - قصیدهچون لخت جگر بر مژهٔ عاشق زار است
  2. شمارهٔ ۱۰ - در منقبت حضرت امام موسی کاظم (ع)‏ز دامنی که دم صبح بر جهان افشاند
  3. شمارهٔ ۱۱ - در مدح حضرت سیدة النساء العالمین فاطمه زهرا سلام الله علیهاخوبی تن ز فیض جان باشد
  4. شمارهٔ ۱۲ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین اسد الله الغالب علی ابن ابی طالببه حمدالله زبان نکته سنجم گوهر افشان شد
  5. شمارهٔ ۱۳ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالباشکم نه بی تو از مژهٔ تر فرو چکد
  6. شمارهٔ ۱۴ - در منقبت امام علی نقی (ع)‏زجوش سبزه و گل کرده ابر فصل بهار
  7. شمارهٔ ۱۵ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی ابن طالب علیه الصلواة و السلامهزار شکر که سرمستم از شراب طهور
  8. شمارهٔ ۱۶ - در منقبت حضرت امام حسین (ع)‏ز همتم نبود احتیاج با گوهر
همه‌ی مناقب ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.