پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

قصاید

شمارهٔ ۱

ای جهان پرتو انوار تو سبحان الله

دل و جان مخزن اسرار تو سبحان الله

عرش تا فرش به یکتایی ذات تو گواه

کوه تا کاه در اقرار تو سبحان الله

عقل در دایره عشق تو چون حلقه نون

فهم سرگشته پرگار تو سبحان الله

خاکیان در طلب وصل تو دل‌ها پرخون

عرشیان سوخته و زار تو سبحان الله

بر سر طور بلای تو هزاران چو کلیم

خسته افتاده و بیمار تو سبحان الله

گاه اندیشه کند زهره صدیقان آب

هست مهری تو جگرخوار تو سبحان الله

شحنه عدل تو هرکس که دم از خویش زند

خوارش آویخته از دار تو سبحان الله

ای بسا خرمن اعمال مطیعان به جویی

رایگان بر سر بازار تو سبحان الله

عرش تا فرش بسوزاند اگر بدرخشد

لمعه ای از شرر نار تو سبحان الله

صدهزاران دل سودازده را جان بر لب

هردم از حسرت دیدار تو سبحان الله

تا که در بارگه قرب تو یابد باری

بارها بر دل ابرار تو سبحان الله

در بیابان هوایت ز حرارت شده خشک

پوست بر هر تن اصرار تو سبحان الله

هر که را گوش دلی هست نوای تسبیح

شنود از در و دیوار تو سبحان الله

گر به هر ذره تو را حمد و ثنایی خواندم

نبود هیچ سزاوار تو سبحان الله

این همه نور که بر عالم جان می‌تابد

یک شعاع است ز انوار تو سبحان الله

آسمان سبحه سیار از آن گرداند

که کند عیش تندکار(؟) تو سبحان الله

هست بر او وحدت ذات تو دلیل روشن

هر یک از کوکب سیار تو سبحان الله

کس نداند به حقیقت که چه باشد یا چون

فوق این گنبد دوار تو سبحان الله

کشتی وهم و خرد را همه در هم شکند

موجی از قلزم بتار تو سبحان الله

هیچ مخلوق کند فکر تصرف هیهات

در نهان خانه ستار تو سبحان الله

با چنین نور که هر ذره از او دارد فیض

هیچ بینا کند انکار تو سبحان الله

مشرکان راه ندارند به حضرت ور نه

کیست کاو نیست طلب‌کار تو سبحان الله

بی‌سبب خوانی و بی‌واسطه رانی و کسی

نبود مانع کردار تو سبحان الله

هر که او گشت عزیز تو ز خواری برهید

شوربخت آن که بود خوار تو سبحان الله

هر که دانا و توانا دگری می‌داند

خبرش نیست ز تیمار تو سبحان الله

صورت آدم از آن روی چنین مطبوع است

که به صنع است نمودار تو سبحان الله

حاش لله که توان کرد به خلقت مانند

کان محال است در اخبار تو سبحان الله

بلبل جان (جنید) از قفس خاکی تن

می‌کشد نغمه ای از کار تو سبحان الله

فکر او تا به قیامت نکند استحضار

عدد منت بسیار تو سبحان الله

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳زهی جلال خدا لا اله الی الله
  2. شمارهٔ ۴زهی لطف خدا الله اکبر
  3. شمارهٔ ۵هزاران جان مشتاقان فدای احمد مرسل
  4. شمارهٔ ۶ای دل ز خویش بگذر و کار خدا بکن
  5. شمارهٔ ۷در آرزوی هوس عمر خود تباه مکن
  6. شمارهٔ ۸ملول گشت دلم زین سرای خیر ندیم
همه‌ی قصاید ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.