پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

مراثی

شمارهٔ ۱۵ - در خطاب به حلقه زن باب ماتم هلال محرم

باز ای مه محرم پر شور سر زدی

واندر دلم شراره ز عاشور برزدی

سختا که روی تو مگر از سنگ کرده‌اند

کاینک دوباره حلقه ماتم به در زدی

بازآمدی و بر دل مجروح من چو پار

از غصه نیشتر زدی و بیشتر زدی

تو آن نه‌ای مگر که به شر تاختی ز خیر

وآنگاه ره به زاده خیر البشر زدی

تو آن نه‌ای مگر که به جای کفی ز آب

پیکان به حلق اصغر خونین جگر زدی

آن سر که چرخ روی به پایش همی نهاد

بر نوک نی نموده به هر رهگذر زدی

دستی که آستین ورا بوسه داد چرخ

در قطع آن تو دامن کین بر کمر زدی

با منقذبن مرّه شدی یار بس ز مکر

نزد پدر عمود به فرق پسر زدی

تو خود همان مهی که به پیشانی حسین

با سنگ جور نقشه شق القمر زدی

تو خود همان مهی که به میل تنی شریر

در خمیه‌گاه آل پیمبر شرر زدی

بر پیکر امام امم با زبان تیغ

زخمی دهان نبسته که زخمی دگر زدی

شاهی که خاک مقدم او روح کیمیاست

بر نیزه سنان سرش از بهر زر زدی

از کام خشک و چشم تر عترت رسول

تا حشر شعله در دل هر خشک و تر زدی

از روبهان چند برانگیختی سپه

وآنگه به حیله پنجه با شیر نر زدی

از دادگر نگشته به شرم و سکینه را

سیلی به رخ ز مردم بیدادگر زدی

زینب که در سیر ز علی بود یادگار

او را به تازیانه هر بد سیَر زدی

هردم ز تست دیده جیحون گهر نثار

تا با چه زهره بر شه والا گهر زدی

ادامه‌ی مراثی

  1. شمارهٔ ۱۷ - در منقبت شاه اولیا علی مرتضی و شهادت حضرت علی اصغرای که فرو رفته به بحر تمنی
  2. شمارهٔ ۱۸ - در تشکیل مجلس عزا و رثای بر جناب شهادت مآب حضرت سیدالشهدایارب زکیست برپا این بزم دردناکی
  3. شمارهٔ ۱۹ - تضمین غزلی ازسعدیگفت سکینه با پدر نیست اگر چه قابلم
همه‌ی مراثی ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.