پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قصاید

شمارهٔ ۸۳ - وله

از شه به والی حکم نو در نصب دیگر سال بین

تا کشته می‌سازد در و دولت نگر اقبال بین

حکمی به خلعت توامان روحی به قالب هم‌عنان

پیر و جوان را زاین و آن سرگرم وجد و حال بین

ترک مرا زین جشن کل کز خلد گویی داشت گل

از ساتکینی سرخ مُل در رقص با اطفال بین

افکنده از مستی کله بر سر نهاده بلبله

در پایکوبش زلزله در احسن الاشکال بین

شد در دهان مار اگر بر خلد شیطان را گذر

تصویر این را زآن پسر در زلف و چهر و خال بین

هرگه که آن سیماب‌بر بندد سقایت را کمر

خورشید طوبی‌قد نگر غلمان مه‌تمثال بین

بزمی که سازد زمزمه وز خلق برد همهمه

خوبان عالم را همه چون نقش بر دیوال بین

چون نغمه‌زن گیرد به کف مرغ صراحی جای دف

بر جسم رندان از شعف هی پر نگر هی بال بین

رویش چو نقش مانوی مویش چو مشک معنوی

نی مغز مهد عیسوی در دامن دجال بین

زین خلعت سال دگر کز شاه والی را به بر

او را ز می شوری به سر افتاده از امسال بین

میری که هستی مهد او بر طاعت حق جهد او

آفاق را در عهد او موصول بر آمال بین

دشمن به سهم از برز وی گرز آهن است اسپرز وی

البرز را با گرز وی در معرض زلزال بین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۵ - ولهسپهسالار اعظم زد چو اندر مرز ری اردو
  2. شمارهٔ ۸۶ - ولهگرچه عید آمده نیکوی و به نازم سر او
  3. شمارهٔ ۸۷ - ولهای آنکه به قد تالی سرو چمنی تو
  4. شمارهٔ ۸۸ - در مدح گوشوار عرش خدا خامس آل عبا روحی و روح العالمین له الفداباز آن سرخ اطلس زیب پیکر ساخته
  5. شمارهٔ ۸۹ - مطلع ثانیخسروی کافلاک را منقوش از اختر ساخته
  6. شمارهٔ ۹۰ - ولهجشن ولادت شه جم تخت کی کلاه
  7. شمارهٔ ۹۱ - ولهبسان چرخ عید جم دوباره
  8. شمارهٔ ۹۲ - ولهای لعل روان‌بخش تو از آب بقا به
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.