پرش به محتوای اصلی
جیحون یزدی

قصاید

شمارهٔ ۵۶ - وله

سزد نمیدهی از کبر جواب سئوال

که بر توظن دهان هم تصوریست محال

درون جامه تن صافیت بدان ماند

که پر کنند یکی پیرهن زآب زلال

چنین که دل برد انگشتهای مخضوبت

بسا سرا که زدستان تو شود پا مال

چه مایه خون که بگردن گرفته ای زآن طوق

چه فتنها که بپا کرده ای از آن خلخال

سواد طره تو منتهای شام فراق

بیاض گردن تو ابتدای صبح وصال

تو زهره چهره بهر کشوری که بازآئی

بجان و دل مه و خورشیدت آید استقبال

کمالت ار چه جمالت بود ولیک آن به

که چون وزیر شناسی جمال را بکمال

سپهر مجد و جهان هنر بیان الملک

که ابر بحر دل است و مه فرشته خصال

گه تغزل او مانده باد در چنبر

گه قصیده اش استاده آب در غربال

بیوت نظم ورا احترام بیت حرام

سطور نثر ورا احتشام سحر حلال

ای آن بزرگ فلک قدر خرده دان ادیب

که از کمال تو پذرفته بکر نظم جمال

بر آن خدیو که رانی زخامه چامه مدح

بچشم خود نگرد کارنامه آمال

بر آن امیر که کلکت کشد صریر هجا

بگوش خود شنود بارنامه آجال

در آن نبرد کز ارجوزه شاعران آرند

زکشور لمن الملک لشکر افضال

بود دخیل قلاوز و نایره سالار

شود ردیف علمدار و قافیه طبال

بجسم این ز عروض است جوشن برهان

بفرق آن ز بدیع است خود استدلال

سپهر خیره که آیا در این سترگ نبرد

که راست اخگر ادبار واختر اقبال

تو ناگهان کشی از اعتزال رخت برون

شوی بکوهه یکران اشعری جوال

بتارکت کله سروری زپاکی طبع

به پیکرت زره برتری زنغز مقال

مبارزت همه گر سیف اسفرنگ بود

نیامده فکند اسپر و بدزدد یال

به پیش عیسی نطق تو حاسدت فاسد

چنانکه در بر آیات مهدوی دجال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۸ - ولهخور به سرما گفت امروز کنم درک حمل
  2. شمارهٔ ۵۹ - در ستایش ذات کبریایی صفات حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثناءبودم ز سرو قدان صنمی سمین و سالم
  3. شمارهٔ ۶۰ - ولهای لبت آتش سوزان و عذار تو ارم
  4. شمارهٔ ۶۱ - ولهماه رمضان تافت از این بر شده طارم
  5. شمارهٔ ۶۲ - ولهچو شد به لشکر نیسان طلایه دار نسیم
  6. شمارهٔ ۶۳ - ولهزمشکین طره آن چشم چو بادام
  7. شمارهٔ ۶۴ - ولهنامه نوشتم به دلربای خود از قم
  8. شمارهٔ ۶۵ - ولهجهان بگشتم و دیدم بسی مقیم و مقام
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جیحون یزدی

میرزا محمد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاج‌الشعرا» و متخلص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ قمری در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ قمری در کرمان) یکی از شاعران مشهور یزدی دوره قاجار بود. وى تحصیلات متداول را در زادگاهش یزد گذراند اما ترک وطن کرد و چندى در ایران، هندوستان و اسلامبول به اقامت داشت. وی سرانجام در کرمان اقامت گزید و د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.