پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۴

آن شنیدستی که کناسی ز سرگین زیر بار

گفت شکر آن را که از عزت مرا سر برافراخت

بوالفضولی طعنه زد کای کار تو سرگین کشی

کی خردمند این هنر را مایه عزت شناخت

گفت کای نادان کدامین عز ازان افزون بود

کز پی روزی به امثال تو محتاجم نساخت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶رنج بیگانه در سفر بردن
  2. شمارهٔ ۷هرچه خواهی بگویی ای خواجه
  3. شمارهٔ ۸خوش آمد صحبت احباب جامی
  4. شمارهٔ ۹یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت
  5. شمارهٔ ۱۰ای که در تاج و نگین داری روی
  6. شمارهٔ ۱۱هر قلمزن راکه باشد ظلم خوی
  7. شمارهٔ ۱۲ای کریمانی که پیش چشمتان
  8. شمارهٔ ۱۳شدی جامی چو پیر از گردش دهر
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.