پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۳۶

به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد بار

رسیده سنگ جفایت بر آبگینه من

رسان به سینه من سینه را به رسم صفا

که پاک به دل همچون تویی ز کینه من

به عشوه گفت تو را سینه گرچه صاف آمد

گمان مبر که رسد در صفا به سینه من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۸مشو مغرور حسن خوبرویان
  2. شمارهٔ ۳۹هر که دل بر عشوه گیتی نهاد
  3. شمارهٔ ۴۰درین نشیمن حرمان مکن به کس پیوند
  4. شمارهٔ ۴۱تا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دست
  5. شمارهٔ ۴۲حرص چه ورزی که ز سودا و سود
  6. شمارهٔ ۴۳به مه آن رخ چرا کنم تشبیه
  7. شمارهٔ ۴۴بیشه فقر جای شیران است
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.