پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)

بخش ۲۰ - ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی - رحمه الله تعالی، وی از مشاهیر جهان است و از افاضل دوران تمام دیوان او مطبوع و مقبول است به لطافت و سلاست سخن او هیچ کس نیست، دیوان وی مشهور است و اشعار وی بر زبانها مذکور در دور اتابک ابوبکر تربیتها یافت شبی در مجلس وی این رباعی بگفت:

ای ورد ملایکه دعای سر تو

سر نیست زمانه را به جای سر تو

با دشمن تو نیام شمشیر تو گفت

سر دل من باد قضای سر تو

بفرمود تا هزار دینار زر سرخ در مجلس نثار او کردند بر اثر این رباعی دیگر گفت:

شاها ز تو کار ملک و دین با نسق است

وز عدل تو جان ظلم و فتنه رمق است

در عهد تو رافضی و سنی با هم

کردند موافقت که بوبکر حق است!

و از لطایف اشعار وی است این چند بیت بر اسلوب مثنوی:

عالمی بر فراز منبر گفت

که چو پیدا شود سرای نهفت

ریشهای سفید را ز گناه

بخشد ایزد به ریشهای سیاه

باز ریش سیاه روز امید

باشد اندر پناه ریش سفید

مردکی سرخ ریش حاضر بود

دست بر ریش زد چو این بشنود

گفت ما خود درین شمار نه ایم

در دو گیتی به هیچ کار نه ایم

و کمال وی در شعر بمثابه ایست که شعرای متقدم میان وی و انوری و ترجیح یکی بر دیگری اختلاف داشته اند، چنانکه بعضی بر سبیل استفسار از بعضی دیگر گفته اند:

ای آن زمین وقار که بر آسمان فضل

ماه خجسته پیکر خورشید منظری

قومی ز ناقدان سخن گفته ظهیر

ترجیح می دهند بر اشعار انوری

قومی دگر بر این سخن انکار می کنند

فی الجمله در محل نزاعند و داوری

ترجیح یکطرف تو بدیشان نما که هست

زیر نگین حکم تو ملک سخنوری

و امامی هروی در جواب وی گفته است:

ای سالک مسالک فطرت درین سؤال

معذور نیستی به حقیقت چو بنگری

تمییز را ز بعد تناسب درین دو طور

هیچ احتیاج نیست بدین شرح گستری

کین معجز است و آن سحر این نور و آن چراغ

این ماه و آن ستاره وین حور و آن پری

و دیگری گفته است در جواب همان قطعه:

هر مبتدی که بیهوده ترجیح می نهد

شعر ظهیر بر سخن پاک انوری

ماند بدان گروه که نشناختند باز

اعجاز موسوی را از سحر سامری

ادامه‌ی روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)

  1. بخش ۲۲ - کمال اسماعیل اصفهانیکمال اسماعیل اصفهانی - رحمه الله تعالی، وی را خلاق المعانی لقب کرده اند از بس معانی دقیق که در اشعار خود درج کرده است و هیچ کس از شعرای متقدم و متأخر را آن دست نداده است که وی را داده، اما مبالغه وی در تدقیق معانی عبارات وی را از حد سلاست و روانی بیرون بر
  2. بخش ۲۳ - سلمان ساوجیسلمان ساوجی - رحمه الله تعالی، وی شاعر فصیح و سخن گزار بلیغ است در سلاست عبارات و دقت اشارات بی نظیر افتاده است در جواب استادان قصاید دارد.
  3. بخش ۲۴ - محمد عصار تبریزیمحمد عصار تبریزی - رحمه الله تعالی، وی صاحب کتاب مهر و مشتری است و در آنجا لطایف و بدایع بسیار است و این چند بیت از آن کتاب است در وصف بینی معشوق:
  4. بخش ۲۵ - شیخ سعدی شیرازیشیخ سعدی شیرازی - رحمه الله تعالی، نام وی مصلح الدین است و همانا که سعدی نسبت به نام ممدوح است وی قدوه متغزلان است هیچ کس پیش از وی بیش از وی طریق غزل نورزیده و سخنان وی همه طوایف را مقبول افتاده یکی از شعرا گفته است و الحق گوهر انصاف سفته:
  5. بخش ۲۶ - حافظ شیرازی، نزاری و شیخ کمال خجندیحافظ شیرازی - رحمه الله تعالی، اکثر اشعار وی لطیف و مطبوع است و بعضی قریب به سرحد اعجاز غزلیات وی نسبت به غزلیات دیگران در سلاست و روانی حکم قصاید ظهیر دارد نسبت به قصاید دیگران و سلیقه شعر وی نزدیک است به سلیقه نزاری قهستانی.
  6. بخش ۲۷ - خسرو دهلویخسرو دهلوی - رحمه الله تعالی - در شعر متفنن است، قصیده و غزل و مثنوی را ورزیده و همه را به کمال رسانیده، تتبع خاقانی می کند، هرچند در قصیده به وی نرسیده اما غزل را از وی گذرانیده.
  7. بخش ۲۸ - حسن دهلویحسن دهلوی - رحمة الله علیه، وی را در غزل طریقی خاص است، اکثر قافیه های تنگ و ردیفهای غریب و بحرهای خوش آینده که اصل در شعر خاصه در غزل ملاحظه اینهاست، اختیار کرده است لاجرم از اجتماع آنها شعر وی را حالتی آمده است اگر چه بحسب بادی نظر آسان می نماید اما در
  8. بخش ۲۹ - عماد فقیه، خواجو و ناصر و عصمت بخاریو دیگری از شعرای متغزل خواجه عماد فقیه است از کرمان، و وی شیخ و خانقاه دار بوده است، شعر خود را بر همه واردان خانقاه می خوانده است و استدعای اصلاح می کرده، و از اینجا می گویند که شعر وی شعر همه اهالی کرمان است.
همه‌ی روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.