پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

اعتقادنامه

بخش ۲ - فی وجوده سبحانه و تعالی

هر که را عقل خرده بین باشد

پیش وی این سخن یقین باشد

کاسمان و زمین و هر چه در او

باشد از جسم و جان چه کهنه چه نو

نیست آن را ز صانعی چاره

که بود فیض بخش همواره

خانه بی صنع خانه ساز که دید

نقش بی دست خامه زن که شنید

هر چه آورده سوی هستی پی

یافته هستی و بقا از وی

نه عرض ذات او و نی جوهر

هر چه بندی خیال ازان برتر

همه محتاج او نشیب و فراز

و او مبرا ز احتیاج و نیاز

اول او بود و کاینات نبود

یافت زو جمله کاینات وجود

آخر او ماند و نماند کس

کنه او را جز او نداند کس

از همه در صفات و ذات جدا

لیس شی ء کمثله ابدا

ادامه‌ی اعتقادنامه

  1. بخش ۴ - اشارة الی صفاته سبحانهبه صفات کمال موصوف است
  2. بخش ۵ - اشارت به حیاتاز صفاتش یکی حیات آمد
  3. بخش ۶ - اشارت به علمهست بعد از حیات علم و شعور
  4. بخش ۷ - اشارت به ارادتوز پی آن بود ارادت و خواست
  5. بخش ۸ - اشارت به قدرتبعد ازان قدرتی بود کامل
  6. بخش ۹ - اشارت به سمع و بصرهر یک از وصف سمع و وصف بصر
  7. بخش ۱۰ - اشارت به کلاموآخرین وصف کان کلام بود
  8. بخش ۱۱ - اشارة الی افعاله سبحانهحادثات جهان چه شر و چه خیر
همه‌ی اعتقادنامه ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.