پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۶۶ - پیوستن کوش به سپاه پدر

دل مرد دستور از او گشت شاد

برون آمد او، سر سوی ره نهاد

چنان لشکری برد با خود گزین

که خسته شد از نعل اسبان زمین

برآمد به جای نشان با سپاه

عنان را بپیچید و برتافت راه

سپه را به کوه اندرون جای کرد

یکی شمع بر نیزه بر پای کرد

تو گفتی سهیل یمن سوی چین

فرود آمد و کرد روشن زمین

همه شب دل پیل‌دندان به جوش

نهاده به جای نشان، چشم و گوش

چو چشمش بدان روشنایی رسید

ز شادی به دلْش آشنایی رسید

پرستنده را گفت برخیز زود

که آتش پدید آمد از تیره دود

همی رفت خواهم سوی شاه چین

به ما بد سگالد همه آتبین

بنه برنهادند و در پیش کرد

ز بیگانه، آهنگ زی خویش کرد

حمایل یکی تیغ و نیزه به دست

چو پیل دژم بر تگاور نشست

برون رفت تیز از ره میمنه

بماندند لختی ز رخت و بُنه

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۶۸ - دیدار کوش با پدرز ره چون یکی میل ببرید بیش
  2. بخش ۶۹ - نامهٔ شاه چین به ضحاک در کشتن پسر آتبینهمان گه نویسنده را پیش خواند
  3. بخش ۷۰ - گفتگوی پدر و پسر در بزمهمان شب یکی بزمگه ساخت کوش
  4. بخش ۷۱ - آگاه شدن آتبین از اندیشه ی کوشاز ایرانیان کودکی نیکدل
  5. بخش ۷۲ - آماده شدن آتبین برای جنگ با کوشهمان گه بفرمود تا زآن گروه
  6. بخش ۷۳ - کوش در برابر آتبینسر ماه چون ماهِ نو شد پدید
  7. بخش ۷۴ - جواب دادن آتبین کوش را و تمثیل نهنگبدو گفت کای دیو چهره به رنگ
  8. بخش ۷۵ - پاسخ کوش به آتبینبدو گفت کوش ای سبک‌مایه مرد
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.