پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۳ - پرسش اسکندر دربارهٔ کوش

بدو گفت کای مایهٔ سنگ و هوش

تو هیچ آگهی داری از کار کوش؟

که من چون همی آمدم با سپاه

به ره بر یکی سنگ دیدم سیاه

بر او پیکری زشت کرده بپای

نبشته‌ست بر دست او رهنمای

که این پیکر کوش، شاه جهان

بر او آشکارا شده هر نهان

به گیتی ز شاهان برآورده نام

رسیده فزون از سه پانصد به کام

به گیتی نبیند کس، آن کاو بدید

که داند رسیدن بدان کاو رسید؟

در آن آرزویم کزآن داستان

شوم آگه، ای مایهٔ راستان

اگر هیچ آگاهی از کار اوی

یکی رنجه شو، مر مرا بازگوی

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۵ - آغاز سرگذشت کوش پیل دندانسرِ داستان آفرینِ خدای
  2. بخش ۳۶ - آوارگی جمشیدیان و زاده شدن آتبینز بیم بداندیش کوش، آن گروه
  3. بخش ۳۷ - زاده شدن کوش پیل دندان یا کوش پیلگونچو از هیچ سو کوش دشمن ندید
  4. بخش ۳۸ - یافتن آتبین کوش رادگر روز چون آتبین با سپاه
  5. بخش ۳۹ - پرورش کوشز بس لابه کاو کرد، دادش بدوی
  6. بخش ۴۰ - رسیدن ایرانیان و چینیان به همیکی روز ناگاه سالار چین
  7. بخش ۴۱ - جنگ کوش پیل‌دندان با چینیانچو شاه آتبین را چنان دید کوش
  8. بخش ۴۲ - نواختن آتبین کوش پیل‌دندان رافرستاد و مر کوش را پیش خواند
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.