پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۰۵ - بازگشت نستوه

وز ایران از آن سی هزاران سوار

فزون کشته بودند هشده هزار

فریدون از ایشان چو آگاه شد

دژم گشت و شادیش کوتاه شد

سپهدار را سرزنش کرد و گفت

که همچون زنان در شبستان بخفت

بر او لاجرم دشمنش یافت دست

سپاه مرا بیشتر کشت و خست

یکی گفت از آن بازمانده سپاه

که شاها، نبوده‌ست او را گناه

که این مایه مردم که باز آمدیم

اگرچه به رنج دراز آمدیم

ز فرّ تو و رنج نستوه بود

که در پیش دشمن یکی کوه بود

اگر کوش را او نخستی به تیغ

کس از ما بخستی به راه گریغ

چو او خسته شد لشکرش گشت باز

کسی از پی ما نیامد فراز

سه باره فزون بود از ما سپاه

نهان کرده در شهر یکچند گاه

چو ایمن شدیم او شبیخون نمود

کنون بودنی بود و گفتن چه سود

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۰۷ - پیغام فرستادن قباد کاوه به نزدیک کوشچنین گفت کای بدتن بدنژاد
  2. بخش ۲۰۸ - رزم کردن کوش با قباد و پیروزی قبادگزین کرد کوش از سپه صد هزار
  3. بخش ۲۰۹ - نامهٔ قباد نزدیک شاه فریدون به فتحهمان شب یکی نامه فرمود، گفت
  4. بخش ۲۱۰ - نامهٔ کوش به شاه مکران و سپاه خواستنشب آمد طلایه برون کرد کوش
  5. بخش ۲۱۱ - جنگ تن به تن قباد با کوشچو خورشید بر زد سر از برج گاو
  6. بخش ۲۱۲ - پیروزی قباد بر کوشسپیده دمان رزم را ساز کرد
  7. بخش ۲۱۳ - داستان کوش با ایرانیانفرستاد پیغام نزد قباد
  8. بخش ۲۱۴ - آمدن سپاه مکران و چین به نزدیک کوشدگر ماه بگذشت بی رزم و کین
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.