پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۴۵ - خواب دیدن آتبین

شبی شادمان خفته بُد آتبین

چنان دید در خواب شاه زمین

که فرزند پیش آمدش چون سروش

سُوار آن که شد کشته بر دست کوش

یکی چوب در دست او داد خشک

همان گاه شد سبز و بویا چو مشک

بکِشت از بر کوه شاه آتبین

فرو برد بیخش به زیر زمین

هم اندر زمان شد درختی بلند

بگسترد از او شاخ و سایه فگند

ببالید تا سر به گردون کشید

ز گردون همانا که افزون کشید

جهان سر بسر زیر سایه گرفت

ز سبزی و از شاخ مایه گرفت

وزآن پس یکی باد نوشین دمید

از آن شاخ‌ها برگ بیرون کشید

پراگند گرد جهان چون چراغ

شده روشن از وی همه کوه و راغ

جهان گشت از آن روشنی شادمان

همی گفت هرکس سرآمد غمان

چو از خواب بیدار شد بامداد

بفرمود تا شد برش کامداد

برآورد راز نهان از نهفت

همه خواب یکسر بدو بازگفت

بدو گفت شاها، تو رامش فزای

که یک ره ببخشود ما را خدای

تو را داد در خواب دوشین نشان

که گیتی نماند ز جادو فشان

سر و تاج ضحاک ناهوشیار

به خاک اندر آرد همی روزگار

جهان بازگردد به فرزند تو

شود شاد از او خویش و پیوند تو

سُوار بهشتی که آن چوب خشک

تو را داد بویاتر از عود و مشک

ز پشت تو او را برادر بود

که با تخت شاهی و افسر بود

چو در دست تو سبز شد چوب سخت

جوان گشت خواهد ز فرّ تو بخت

بلندی بود چون نشاندی به کوه

همان پایه داری و فرّ و شکوه

چو سر برکشید و ببالید شاخ

بگیرد به تیغ این جهان فراخ

چو گسترد سایه به گرد جهان

به فرمان شوندت کهان و مهان

مر آن برگ‌ها را که همچون چراغ

پراگند بر کشور و کوه و راغ

به فرّ تو باشند شاهانِ داد

همه با دل شاد و با دست راد

زمین هفت کشور به چنگ آورند

فراوان به گیتی درنگ آورند

گزارش چو بشنید از او آتبین

بسی خواند بر دانشش آفرین

بدو گفت کاین خواب من راز دار

ز بیگانه مردم سخن باز دار

فراوانش بخشید هرگونه چیز

ز اسب و ستام و ز دینار نیز

بر این راز بر سالیان برگذشت

بسی نیک و بد نیز بر سر گذشت

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۴۷ - آگاه کردن آتبین طیهور را از آهنگ بازگشت به ایرانگذشت آن شب و بامداد پگاه
  2. بخش ۱۴۸ - راهنمایی طیهوربدو گفت طیهور کاکنون ز راه
  3. بخش ۱۴۹ - گفتگوی آتبین و طیهور و پیر ملّاحدگر روز شد پیش شاه، آتبین
  4. بخش ۱۵۰ - بازگشت آتبین از راه دریاچو رفت آتبین از بسیلا برون
  5. بخش ۱۵۱ - رسیدن آتبین به خشکیهمی راند تا کوه شد بر دو شاخ
  6. بخش ۱۵۲ - گذشتن آتبین از دریا و رسیدن به ایراناز آن آتبین شادمان گشت سخت
  7. بخش ۱۵۳ - گفتگوی آتبین با جوانی از ایرانیانهمی بود در بیشه شاه آتبین
  8. بخش ۱۵۴ - دیدن آتبین آفتاب را در خوابپراندیشه خسرو شبی خفته بود
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.