پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار

بخش ۳۰ - آگاهی یافتن زال از کشته شدن فرامرز

به زال ستمدیده رفت آگهی

که گشت از فرامرز گیتی تهی

پر آواز بگستتش از لب نفس

همی زد سر خویشتن بر قفس

همی گفت کای بی‌وفا روزگار

برآوردی از ما به یک ره دمار

همان خواهرانش خبر یافتند

ز گیتی همی روی برتافتند

به خنجر بریدند عنبر کمند

به فندق شَخودند بادام و قند

ز نرگس شب و روز در ریختند

به مُشک سیه خاک در ریختند

شب و روز مویه شده کارشان

زدن دست بر سینه کردارشان

چنین یافتم این چنین سر گذشت

بسا روزگارا کزین برگذشت

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.