پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

رباعی‌ها

شمارهٔ ۱ تا ۳

از شاعر به ملک التجار در طلب عهد وفای - ایرج:

اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد؟

الطاف ز حد و عِد برون تو چه شد؟

با آن همه وعده‌ها که بر من دادی

غاز تو چه شد؟ بوقلمون تو چه شد؟

ملک التجار:

ایرج ز خراسان طلب غاز نمود

باب طمع و آز به من باز نمود

غافل بُوَد او که غاز با بوقلمون

چون دانه نبود، جمله پرواز نمود

ایرج:

حیف‌ست که خُلفِ وعده آغاز کنی

با شعر، مرا از سرِ خود باز کنی

با داشتن هزارها بوقلمون

از دادن یک بوقلمون ناز کنی

ملک التجار:

ای آن که سزد خوانم اگر شهبازت

طوطی‌ست همی کلک شکر پردازت

چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر

هرگز ندهم بوقلمون و غازت

ایرج:

ای وعدهٔ تو تمام بوقلمونی

یاد آر از آن وعدهٔ در بیرونی

از آن همه ثروت وکیل‌آبادت

یک غاز به من نمی‌دهی ای کونی؟

ادامه‌ی رباعی‌ها

  1. شمارۀ ۵اکنون که هوای ری به سر دارم و بس
  2. شمارۀ ۶دیدیم بسی چون تو درین عمر قلیل
  3. شمارۀ ۷ای دوست! به ذات حق تعالی سوگند
  4. شمارۀ ۸دیروز چه گُل‌های جهان‌افروزی
  5. شمارۀ ۹آمد به چمن برفِ شگرفِ خنکی
همه‌ی رباعی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.