پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۹۶ - تو میگوئی که آدم خاکزاد است

تو میگوئی که آدم خاکزاد است

اسیر عالم کون و فساد است

ولی فطرت ز اعجازی که دارد

بنای بحر بر جویش نهاد است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۹۸ - ندانم باده ام یا ساغرم منندانم باده ام یا ساغرم من
  2. بخش ۹۹ - تو گوئی طایر ما زیر دام استتو گوئی طایر ما زیر دام است
  3. بخش ۱۰۰ - چسان زاید تمنا در دل ماچسان زاید تمنا در دل ما
  4. بخش ۱۰۱ - چو در جنت خرامیدم پس از مرگچو در جنت خرامیدم پس از مرگ
  5. بخش ۱۰۲ - جهان ما که جز انگاره ئی نیستجهان ما که جز انگاره ئی نیست
  6. بخش ۱۰۳ - چسان ای آفتاب آسمان گردچسان ای آفتاب آسمان گرد
  7. بخش ۱۰۴ - تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویشتراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش
  8. بخش ۱۰۵ - بمنزل رهرو دل در نسازدبمنزل رهرو دل در نسازد
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.