پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۲۶۴ - ترا نومیدی از طفلان روا نیست

ترا نومیدی از طفلان روا نیست

چه پروا گر دماغ شان رسا نیست

بگو ای شیخ مکتب گر بدانی

که دل در سینهٔ شان هست یا نیست

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۲۶۶ - نوا از سینه مرغ چمن بردنوا از سینه مرغ چمن برد
  2. بخش ۲۶۷ - خدایا وقتن درویش خوش بادخدایا وقتن درویش خوش باد
  3. بخش ۲۶۸ - کسی کو «لا اله» را در گره بستکسی کو «لا اله» را در گره بست
  4. بخش ۲۶۹ - چو می بینی که رهزن کاروان کشتچو می بینی که رهزن کاروان کشت
  5. بخش ۲۷۰ - جوانی خوش گلی رنگین کلاهیجوانی خوش گلی رنگین کلاهی
  6. بخش ۲۷۱ - شتر را بچه او گفت در دشتشتر را بچه او گفت در دشت
  7. بخش ۲۷۲ - پریدن از سر بامی به بامیپریدن از سر بامی به بامی
  8. بخش ۲۷۳ - نگر خود را بچشم محرمانهنگر خود را بچشم محرمانه
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.