پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۳۸ - در جواب تاج الدین محمد سفری گفت بر بدیهه

ایکه از خاک پای همت خویش

چرخ را تاج سر فرستادی

حور پیرایه کرد و رضوان تاج

هر دعائی که برفرستادی

الحق آن بار از بضاعت فضل

سود کردی دگر فرستادی

قیمت اندکی ندانستم

زین شدی بیشتر فرستادی

بدره سیم را نکردم شکر

صره پر ز زر فرستادی

عقد لؤلؤت را نداده بها

حقه پر گهر فرستادی

بشدم پیش شمع پروانه

که مدد از قمر فرستادی

من به سحر تو بگرویده چرا

معجزه بر اثر فرستادی

بس قویدل شدم به دولت تو

که از این گلشکر فرستادی

دیده مردمی به تو روشن

که به مه نور خور فرستادی

طوق برگردنم تمام نبود

به میانم کمر فرستادی

عیسی اول بشارتی بگذارد

بس محمد بدر فرستادی

تر و خشک حسن دل و جانست

که بدان پر هنر فرستادی

گردی از گرم و سرد چرخ ایمن

که بدو خشک و تر فرستادی

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۰اگر زودم نگارا درنیابی
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.