پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

معمیات

شمارهٔ ۸

حصاری چیست سنگین و مدور

شبه رنگ و کمرش الماس پیکر

کمرزاده ازو در گوهر و اصل

ولیکن بوده بر مادر ستمگر

به بالای حصار ابری دخان رنگ

به زیر آن حصار انبوه لشکر

همه رومی رخ و غران و سرکش

همه سرشان سنان و حربه یکسر

یکایک ناوک اندازان بی چرخ

ز ناوکشان هوا پر پشته زر

همی گردند باز از سقف نیلی

نبیندشان کسی بر فرش اغبر

چو تاب حربشان در قلعه گیرد

بنالد اهل حصن از شور و از شر

برآیند از سر کین تا به باره

خروشان یکسر و جوشان چو تندر

فرود آیند گرم از باره حصن

بدان لشکر فروریزند بی مر

بمیرند و رخان لاله گونشان

ز روی زنگیان گردد سیه تر

درآید جبرئیلی وز سر دژ

بگیرد زان دلیران چند صفدر

چو زیشان کم شود چندی دلیران

شود کم جوش و غوغاشان به دژ در

سرافیلی در آید دردمد صور

شود آن کشتگان تیره جانور

ادامه‌ی معمیات

  1. شمارهٔ ۱۰دلبری دارم و هر کس که بود همنامش
  2. شمارهٔ ۱۱فرموده اقتراحی صاحب علاءالدین
  3. شمارهٔ ۱۲ای داده روزگار درت را به طوع بوس
  4. شمارهٔ ۱۳ایا بلند منش صاحبی که دست قدر
  5. شمارهٔ ۱۴چیست آن عاشقی به فرهنگی
همه‌ی معمیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.