پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

قطعات

شمارهٔ ۳۳

چنان لشکرکشی سلطان ندارد

چنان حوراوشی رضوان ندارد

بدان چستی و چالاکی سواری

به چین و کاشغر خاقان ندارد

فلک دارد مهی چون روی او لیک

ز لعل و در لب و دندان ندارد

چمن دارد چنان سروی ولیکن

رخ خوب و لب خندان ندارد

به مهر و مه رسیدن دارد امکان

ولی در وی رسید امکان ندارد

دلم دارد بتی دلدار و دمساز

ولی بی وصل جانان جان ندارد

تنم دارد دلی در غم شکیبا

ولی با درد او درمان ندارد

من سرگشته را شب نیست کز هجر

چو زلف خویش سرگردان ندارد

به وصف روی آن دلبند دوران

هنرمندی چو من دوران ندارد

در این ایام یک صاحب هنر نیست

که جاه از صاحب دیوان ندارد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۵ایزد مرا چو خلعت هستی شعار کرد
  2. شمارهٔ ۳۶مدت عمر تو در اقبال نامعدود باد
  3. شمارهٔ ۳۷پند نادان چه دهی زانکه دگرگون نشود
  4. شمارهٔ ۳۸ای چو خورشید در جهان مشهور
  5. شمارهٔ ۳۹قدوم ماه ربیع و خروج ماه صفر
  6. شمارهٔ ۴۰بنده بر درگهت بماند مقیم
  7. شمارهٔ ۴۱به فال فرخ و پیروز بخت و طالع سعد
  8. شمارهٔ ۴۲خدایگانا دست مبارکت شب دوش
همه‌ی قطعات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.