پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۴

اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآیی

هر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی

هُش دار که گَر وَسْوَسِهٔ عَقْل کُنی گوش

آدَم‌صِفَت از روضِهٔ رِضْوان به دَرآیی

شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیرد

گر تِشْنِه‌لَب از چَشْمِهٔ حِیوان به دَرآیی

جان می‌دَهم از حَسْرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْح

باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی

چَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّت

کز غُنْچِه چو گُل، خُرَّم و خَنْدان به دَرآیی

در تیره‌شَبِ هِجْرِ تو، جانَم به لَب آمَد

وَقْت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی

بَر رَهْگُذَرَت بَسْتِه‌ام از دیده، دو صَد جوی

تا بو که تو چون سَرْوِ خُرامان به دَرآیی

حافِظ! مَکُن اَنْدیشِه که آن یوسُفِ مَه‌رو

بازآیَد و از کُلْبِهٔ اَحْزان به دَرآیی!

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.