پرش به محتوای اصلی
میرزا حبیب خراسانی میرزا حبیب خراسانی

مدایح

شمارهٔ ۳

در ازل کاین جلوه در خاک و گل آدم نبود

مهر رخسار علی را از تجلی کم نبود

از لب لعلش دمی در طینت آدم دمید

گر نبود آندم، نشان از هستی آدم نبود

عاشقانرا با رخ و زلفش عجایب عالمی

بود کاندر وی خبر از آدم و عالم نبود

بزم عیشی بود از مهر رخش عشاقرا

کاندرو از چین زلفش حلقه ماتم نبود

جام می بر نام وی میزد دم از دور وصال

بزم عشرت را که در آن بزم نام از جم نبود

بزم خاصان بود و با لعل لب میگون یار

جز لب پیمانه و ساغر لبی همدم نبود

شانه با چندین زبان از راز عشقش دم نزد

گرچه با زلف پریشانش جز او محرم نبود

در ره عشقش نبود این پیچ و تاب ار بر رخش

این همه چین و شکن از زلف خم در خم نبود

دم زدی از راز عشقش حضرت خاتم اگر

مهر خاموشی ازین دم بر لب خاتم نبود

در کتابت نام او را اسم اعظم کرده اند

زانکه حق را نامی از نام علی اعظم نبود

گر نبودی این کرامت فیض آن صاحب کرم

نقش این خط لفظ کرمنا بنی آدم نبود

ادامه‌ی مدایح

  1. شمارهٔ ۵ - ترکیب بنداز خداگر دم زنی نامش علی است
  2. شمارهٔ ۶ - ترکیب بندای گلرخ دلفریب خود کام
  3. شمارهٔ ۷ - ترکیب بندنام تو در نامه حی قدیم
  4. شمارهٔ ۸ - ترکیب بنددامن این خیمه را دست سحر بالا گرفت
  5. شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مومنانصبح چون خورشید خاور سرز مشرق بر کند
  6. شمارهٔ ۱۰ - برای دوست مسافری سروده شده استای بسته رخت و عزم سفر کرده زین دیار
  7. شمارهٔ ۱۱ - در مولود سید المرسلین خاتم پیغمبرانشامگان که شه خیل نجوم از خاور
  8. شمارهٔ ۱۲ - در ستایش شاه دین امیر مومنانقدح بیار که امروز نه خم دوار
همه‌ی مدایح ←

میرزا حبیب خراسانی درباره‌ی میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشته‌اند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بوده‌است (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته می‌شده). پدرش میر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.