پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۲۴ - مدح شاهجهان و پایان کلام

کف قدرت پس از مقصود ایجاد

جهان را زینت از شاه جهان داد

به تسخیر فلک، شبدیز چون راند

ملک صاحبقران ثانی‌اش خواند

به زیر سایه‌اش صاحب‌کلاهان

جنابش قبله‌گاه و پادشاهان

نهال عقل از تیغش برومند

به رویش دین و دولت در شکرخند

کرم از صورت دستش مثالی

بقا از گلشن عمرش نهالی

زر از نامش چنان بر خویش بالید

که مهرش در دل ممسک نگنجید

نباشد بر فلک خورشید انور

شبیهش را فلک بسته‌ست بر سر

به تیغ کوه اگر تیغش ستیرد

پلنگان را ز بیمش داغ ریزد

ز لطفش غم ز دل بر باد رفته

غریبان را وطن از یاد رفته

هوس را حاصل دریا و معدن

ز باد آستین ریزد به دامن

ز ابر دست او کشت ار شود تر

به جای دانه آرد خوشه گوهر

به روز کینه‌اش در دشتِ ناورد

رود کشتی در آب از زهره مرد

به دشمن، بی صداع برق شمشیر

ز نقش پا نماید دیده شیر

کمین مرد شکار او، به یک مشت

تواند نیله گاوِ چرخ را کشت

***

ندانم در دو عالم این و آن را

خدا را دارم و شاه جهان را

شهشنشاهی که گردون پایه اوست

پناه عرش و کرسی سایه اوست

ز جزمش عزم دشمن در گریز است

ز تبعش فتح را بازار تیرست

به شمشیرش عدو در دست‌بازی

چو شمع از پنجه در ساعدگدازی

کسی از دستبردش جان نبرده

عدم، گویی به تیغش دم سپرده

ترحم بر جنابش ایستاده

دری بر روی نیک و بد گشاده

به هیبت حمله‌ای بر دشمن آورد

که شد خونش چو آب زعفران زرد

جهان را برق تیرت رُفت و رو کرد

ز رنگ دشمنت پیدا نشد گرد

فلک با گرد خیلت گر ستیزد

چنان افتد که گردش برنخیزد

ز بانگ کرّنای پادشاهی

بود زیر زمین کر گوشِ ماهی

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۲۶ - در توصیف شکارگاه شاه جهان در پالمزهی صیدگاه شهنشاه دین
  2. شمارهٔ ۲۷ - در توصیف جلد کتابی سلطنتیصدف‌وار این جلد گوهرنگار
  3. شمارهٔ ۲۸ - تعریف تخت سلطنتی و تاریخ ساخت آنزهی فرخنده تخت پادشاهی
  4. شمارهٔ ۲۹ - وصف خوابگاه شاهیزهی عالی بنا کز پایداری
  5. شمارهٔ ۳۰ - در وصف ناتوانی و بیماریمسلمانان فغان زین ناتوانی
  6. شمارهٔ ۳۱ - تعریف توکل و قصه رهزن فقیر شده و حال بت‌پرست تارک دنیازنده‌دلی بهر تماشای هند
  7. شمارهٔ ۳۲ - مذمّت مدح خسان و فواید هجو ایشان و مذمّت شعرای طامع و کاذبدوش به رسواشدن عالمی
  8. شمارهٔ ۳۳ - در شکایت از احوال خود و ستایش عشقمن چه کسم؟ غم‌زده بی‌کسی
همه‌ی مثنوی‌ها ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.