پرش به محتوای اصلی
غزالی غزالی

رکن چهارم - رکن منجیات

بخش ۸۳ - پیدا کردن حقیقت توکل

بدان که توکل حالتی است از احوال دل و آن ثمره ایمان است به توحید و کمال لطف آفریدگار و معنی آن حالت اعتماد دل است بر وکیل و استوار داشتن وی و آرام گرفتن با وی در وی بندد و به سب خلل شدن اسباب ظاهر شکسته دل نشود بلکه بر خداوند اعتماد دارد که روزی به وی رساند. و مثل این آن است که بر کسی دعوی باطل کنند به تلبیس، وکیلی فرا کند تا آن تلبیس دفع کند. اگر وی را به سه صفت وکیل ایمان بود دل وی بر وکیل اعتماد کند و ایمن بود:

یکی آن که عالم بود به وجوه تلبیسات به علمی تمام. دیگر آن که قدرت دارد بر اظهار آنچه داند به دو چیز: یکی به قوت دل که دلیر بود و دیگر به فصاحت زبان. که کس باشد که داند ولکن نکند از بددلی یا از کُندزبانی، و سیم آن که مشفق تمام بود بر موکل تا حریص باشد بر نگاهداشت حق وی. چون این سه اعتقاد دارد به دل ایمن بود و اعتماد کند بر وی از جهت خویش حیله و تدبیر در باقی کند.

هم چنین هرکه معنی «نعم المولی و نعم الوکیل» بشناخت و ایمان آورد که هرچیز که هست به خدای است و هیچ فاعل دیگر نیست و باز این همه در علم و قدرت هیچ نقصان نیست و رحمت و عنایت چندان است که ورای آن نتواند بود، به دل اعتماد کند بر فضل خدای تعالی و حیلت و تدبیر در باقی کند و بداند که روزی وی مقدراست و به وقت خویش به وی می رسد. و کارهای وی چنان که در خور فضل و کرم و بزرگی و خداوندی وی است ساخته کرده اند.

و باشد که این یقین باشد بدین صفات، ولکن در طبع بددلی باشد که هراسان باشد که نه هرچه آدمی یقین داند طبع وی آن یقین را طاعت دارد، بلکه باشد که طاعت همی دارد که به یقین می داند که خطاست. چنان که اگر حلوا می خورد کسی به نجاست تشبیه کند چنان شود که نتواند خورد، اگرچه می داند که دروغ است. و اگر خواهد که با مرده ای در خانه بخسبد اگرچه به یقین داند که مرده چون جماد است و برنخیزد، پس توکل را هم قوت یقین باید هم قوت دل، تا آنگاه آن اضطرار از دل بشود. و تا آرام و اعتقاد تمام حاصل شود توکل نبود. معنی توکل اعتماد دل است بر حق تعالی در کارها و خلیل (ع) را ایمان و یقین تمام بود، ولکن گفت، «رب ارنی کیف تحیی الموتی قال اولم تومن، قال بلی ولکن لیطمئن قلبی». گفت، «یقین هست، ولکن تا دل آرام گیرد، که آدام دل تبع تخیل و حسن باشد در ابتدای حال، آنگاه چون به نهایت رسد دل نیز تبع یقین شود و تو را به مشاهدت ظاهر حاجت نیاید.

ادامه‌ی رکن چهارم - رکن منجیات

  1. بخش ۸۵ - پیدا کردن اعمال متوکلبدان که همه مقامات دین بر سه اصل گردد: علم و حال و عمل، اما علم و حال توکل شرح کرده آمد. و عمل ماند و باشد که کسی تخیل کند که شرط توکل آن باشد که همه کارها با خدای تعالی گذارد و به اختیار خویش هیچ کار نکند، البته تا کسب نکند و هیچ چیز فردا را ننهد و از ما
  2. بخش ۸۶ - مقام اول در کسب و جلب منفعتو این بر سه درجه بود: اول سببی که از سنت خدای دانسته ایم که بی آن کاری حاصل نیاید، دست بداشتن آن از جنون بود نه از توکل. چنان که کسی دست به طعام نبرد و در دهان ننهد تا خدای تعالی سپری بیافریند یا طعام را حرکتی ندهد تا به دهان وی شود، یا کسی نکاح و صحبت نک
  3. بخش ۸۷ - علاج به دست آوردن این حالتبدان که این سخت عزیز حالتی بود که کسی بضاعتی دارد اگر بدزدند و به زیان آید وی بر جای می باشد، لکن اگرچه عزیز است و نادرست محال نیست، و این بدان بود که ایمان و یقین حاصل اید به کمال فضل و رحمت و به کمال قدرت تا بداند که بسیار کس را بی سرمایه روزی می دهد و
  4. بخش ۸۸ - پیدا کردن توکل معیلبدان که معیل را مسلم نیست که در وادی شود و اسباب کسب دست بدارد، بلکه توکل معیل جز به درجه سیم نبود. و آن توکل مکتسب است چنان که صدیق می کرد. برای آن که کمال توکل به دو معنی مسلم بود: یکی آن که بر گرسنگی صبر تواند کرد و به هر چه بود قناعت تواند کرد اگرچه گ
  5. بخش ۸۹ - مقام دیگر در توکلبدان که هر که یک ساله کفایت خویش بنهاد از توکل بیفتاد که اسباب خفی سپرد و اعتقاد بر اسباب ظاهر کرد که هر سالی مکرر شود، اما آن که به ضرورت وقت قناعت کرد. از طعام چندان که سیر شود و از جامه چندان که پوشیده ماند، وی به توکل وفا کرد. اما اگر ادخار کند قدر چه
  6. بخش ۹۰ - فصل (ادخار برای چه کسانی اولی تر است)بدان که اگر کسی چنان بود که ادخار نکند دل وی مضطرب خواهد شد و چشم بر خلق خواهد داشت، وی را ادخار اولی تر. بلکه اگر چنان بود که دل وی آرام نگیرد و به ذکر و فکر مشغول نشود، مگر که ضیاعی دارد که کفایت وی درآید، وی را این اولیتر که به قدر کفایت ضیاع دارد که م
  7. بخش ۹۱ - مقام سیمبدان که هر سبب که قطعی یا عالی است از راه آن برخاستن شرط نیست در توکل بلکه اگر متوکل در خانه بندد و قفل برنهد تا دزد کالا نبرد توکل باطل نشود و اگر سلاح برگیرد و از خصم حذر کند هم چنین و اگر حبه برگیرد تا در راه سرما نیاید همچنین. و اگر سیر خورد مثلا تا ح
  8. بخش ۹۲ - آداب متوکل چون کالا دزد ببردبدان که متوکل باید شش ادب نگاه دارد:
همه‌ی رکن چهارم - رکن منجیات ←

غزالی درباره‌ی غزالی

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظام‌الملک به مدت چهار سال به سمت استادی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.