پرش به محتوای اصلی
غزالی غزالی

رکن چهارم - رکن منجیات

بخش ۶۸ - فصل (نیت آمیخته از ثواب خالی نباشد)

بدان که چون نیت آمیخته شد، اگر ریا یا غرضی دیگر غالب تر بود از نیت عبادت، این سبب عقوبت بود، و اگر با وی برابر بود نه سبب عقوبت بود نه سبب ثواب و اگر ضعیف تر بود عمل از ثواب خالی نباشد و هرچند که اخبار اشارت بدان می کند که چون شرکت آید گویند برو مزد از آن کس طلب کن که برای وی کردی، ولکن ظاهر نزدیک ما آن است که بدین آن می خواهد که چون هردو قصد برابر بود مزد نبود، چون طلب کند گویند از آن کس طلب کن.

و از آنجا که خبر دلیل عقوبت است مراد آن باشد که همه قصد ریا باشد یا آن غالب تر باشد، اما چون باعث اصلی قصد تقرب باشد و آن دیگر ضعیف بود نباید که بی ثواب بود، اگرچه ثواب به درجه آن که خالص باشد نرسد. و این اختیار به دو دلیل می کنیم یکی آن که ما را به برهان معلوم شده است که معنی عقوبت دوری دل است از شایستگی حضرت الهیت و آن است سبب آن که به آتش حجاب سوخته شود و قصد تقرب تخم سعادت است و قصد دنیا تخم شقاوت است و اجابت این قصد مدد دادن ایشان است و یکی وی را دور همی کند و یکی نزدیک. چون برابر باشد؟

و به یکی به بدستی دور گردد از آن و به آن نزدیک گردد و باز آن جای شود که بود و اگر به نیم بدست نزدیک گردد خسرانی و بعدی حاصل آید و اگر نیم بدست دور گردد نزدیکی بماند. چون بیمار که حرارتی بخورد و برودت هم چندان بخورد برابر شود. و اگر کمتر خورد چیزی از حرارت بیفزاید و اگرنه چیزی از حرارت کمتر شود. و این معصیت و طاعت در روشنی و تاریکی دل همچون اثر داروهاست در مزاج که یک ذره از وی ضایع نشود.

و بتر از وی عدل رجحان و نقصان آن پیدا شود، «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره» این باشد. اما حزم احتیاط است که باشد که شرب غرض وی تر بود، وی ضعیف تر پندارد و سلامت در آن بود که آلت غرض نیست گرداند. و دلیل دیگر آن که به اجماع اگر کسی در راه حج تجارتی دارد حج وی ضایع نبود، لکن ثواب وی چون ثواب مخلص نباشد، ولکن چون قصد اصلی وی حج است و آن دیگر تبع است ثواب وی را به جمله حبطه نکند، اگرچه نقصانی آرد.

و اگر کسی غزا برای خدای تعالی می کند ولکن از دو جانب می توان شد که یکی توانگرانند و غنیمت بسیار باشد از ایشان و یکی از درویشان، به جانب توانگران شود نباید که غزای وی حبطه شود به جملگی که آدمی از آن خالی نباشد که در خویشتن فرقی یابد یا نیابد و العیاذ بالله اگر این شرط بود دریافتن ثواب بیم بود که بدین شرط هیچ علمی درست نیاید، خاصه مجلس درس و تصنیف و آنچه روی در خلق دارد که تا کسی را به یک راه از خویشتن فرا نستاند. از این خالی نباشد که مثلا تصنیف وی به دیگری اضافت کنند و سخن وی بر دیگری بندند که از آن آگاهی یابد، اگرچه آن آگاهی راکاره باشد.

ادامه‌ی رکن چهارم - رکن منجیات

  1. بخش ۷۰ - اصل ششمبدان که خدای تعالی می گوید، «در قیامت ترازوها راست بنهیم و بر هیچ کس ظلم نکنیم و هرکه مثقال یک حبه خیر کرده است یا شر بیاوریم و در ترازو نهیم و حساب خلایق را ما کفایتیم « و نضع الموازین القسط لیوم القیمه فلا تظلم نفس شیئا». پس چون این وعده بداد خلق را بفر
  2. بخش ۷۱ - فصل (مراقبت صدیقان و مراقبت پارسایان)بدان که مراقبت بر دو وجه است: یکی مراقبت صدیقان است که دل ایشان به عظمت حق تعالی مستغرق بود و در هیبت وی شکسته بود و در وی جای التفات به غیر نباشد. این مراقبت کوتاه بود. چون دل راست بایستاد و جوارح خود تبع بود از مناجات باز ماند به معاصی چون پردازد؟ وی را
  3. بخش ۷۲ - اصل هفتمبدان که رسول (ص) گفته است، «تفکر ساعته خیر من عباده سنه. یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت»، و در قرآن جایهای بسیار است که تدبیر و نظر و اعتبار فرموده اند. و این همه تفکر بود. و هر کسی فضل تفکر بشناسد ولکن حقیقت وی و چگونگی وی نشناسد که این تفکر در چیست و
  4. بخش ۷۳ - پیدا کردن تفکر که برای چه می بایدبدان که آدمی را در ظلمت و جهل آفریده اند و در جهل وی را به نوری حاجت است که از آن ظلمت بیرون آید و راه به کار خویش داند که چه می باید کرد و از کدام سو باید رفت، از سوی دنیا یا از سوی آخرت. و به خود مشغول می باید بود یا به حق؟ و این پیدا نشود الا به نور مع
  5. بخش ۷۴ - پیدا کردن میدان فکرت که در چه باشد و کجا رودبدان که مجال و میدان فکرت بی نهایت است که علوم را نهایت نیست و فکرت در همه رواست، ولکن هرچه نه به راه دین تعلق دارد ما را شرح آن مقصود نیست، اما آنچه به راه دین تعلق دارد اگرچه تفصیل آن بی نهایت است، ولکن فذلک آن بتوان گفت. و بدان که به راه دین معاملت بند
  6. بخش ۷۵ - پیدا کردن تفکر در عجایب خلق خدای تعالیبدان که هرچه در وجود است همه صنع وی است و همه عجیب و غریب است و هیچ ذره نیست از ذره ها، آسمان و زمین که نه بر زبان حال تسبیح و تقدیس همی کنند آفریدگار خود را و می گویند: اینت قدرت بر کمال و اینت علمی بی نهایت. و این بسیار تر از آن است که تفصیل پذیرد، بلکه
  7. بخش ۷۶ - آیت دیگر زمین است و آنچه در وی آفریده استاگر خواهی که از عجایب خویش فراتر شوی در زمین نگاه کن که چگونه بساط تو ساخته است و جوانب وی فراخ گسترانیده که چندان که روی به کنار وی نرسی و کوهها را اوتاد وی ساخته تا آرام گیرد در زیر پای تو و نجنبد و از زیر سنگهای سخت آبهای لطیف روان کرده تا بر روی زمین
  8. بخش ۷۷ - اصل هشتمبدان که توکل از جمله مقامات مقربان است و درجه وی بزرگ، ولکن علم وی در نفس خویش باریک و مشکل است و عمل وی دشخوار است و اشکال وی از آن است که هرکه هیچ چیز را جز حق تعالی در کارها اثری بیند در توحید وی نقصان است، و اگر جمله اسباب نیز از میان برگیرد در شریعت
همه‌ی رکن چهارم - رکن منجیات ←

غزالی درباره‌ی غزالی

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظام‌الملک به مدت چهار سال به سمت استادی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.