پرش به محتوای اصلی
غزالی غزالی

رکن دوم - رکن معاملات

بخش ۵۳ - حقوق همسایگان

این است تفصیل جمله حقوق مسلمانان که نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی. اما حقوق همسایگان در وی زیادتها است. و رسول (ص) گفته که همسایه است که وی را یک حق است و آن همسایه کافر است و همسایه هست که وی را دو حق است و آن همسایه مسلمان است و همسایه هست وی را سه حق است و آن همسایه مسلمان و خویشاوند است». و گفت، «جبرییل مرا همیشه به حق همسایه و صیت می کرد تا پنداشتم که وی را میراث خواهد افتاد از من» و گفت، «هر که به خدای و قیامت ایمان دارد، گو همسایه خویش را گرامی دار». و گفت، «مومن نبود کسی که همسایه وی از رنج وی ایمن نبود». و گفت، «هر که سنگی در سگ همسایه انداخت وی را برنجاند».

و رسول را گفتند (ص)، «فلان زن روزه دارد و شب نماز کند، لیکن همسایه برنجاند». گفت، «جای وی دوزخ است». و گفت، «تا چهل سرای همسایه بود». زهری گفته است، «چهل از راست و چهل از چپ و چهل از پیش و چهل از پس».

و بدان که حق همسایه نه آن بود که وی را نرنجانی و بس، بلکه با وی نیکویی کنی که در خبر است که در قیامت همسایه درویش در توانگر آویزد و گوید، «بارخدایا ورا بپرس تا چرا با من نیکویی نکردو در سرای از من ببست؟» و یکی از بزرگان به رنج بود از موش بسیار. گفتند که چرا گربه نداری؟ گفت، ترسم که موش آواز گربه بشنود، به خانه همسایه شود، آنگاه چیزی که خود نپسندم وی را بپسندم». و رسول گفت (ص)، «دانی که حق همسایه چیست؟ آن که از تو یاری خواهد یاری دهی، اگر وام خواهد وام دهی، اگر درویش باشد مدد کنی و اگر بیمار شود عیادت کنی و اگر بمیرد از پس جنازه وی بروی و اگر شادی رسدش تهنیت کنی و اگر اندوهی رسدش تعزیت کنی و دیوار خویش بلندی برنداری تا راه باد از وی بسته نگردانی و چون میوه ای خوری وی را بفرستی، اگر نتوانی پنهان خوری و نپسندی که فرزند تو را در دست گیرد و بیرون شود تا فرزند وی را خشم نیابید. وی را به دود طبخ خویش نرنجانی، مگر که وی را از طبخ خویش بفرستی» و گفت، «دانی که حق همسایه چیست؟ بدان خدایی که جان من در ید قدرت اوست که به حق همسایه نرسد الا کسی که خدای تعالی بر وی رحمت کرده باشد».

و بدان که از جمله حقوق وی آن است که از بام خانه او ننگری و اگر چوبی بر دیوار تو نهد منع نکنی و راه ناودان او بسته نداری و اگر خاک پیش در سرای تو افکند جنگ نکنی و هرچه از عورات وی خبر یابی پوشیده کنی و حدیث وی را گوش نداری و چشم از محرم وی نگاه داری و در کنیزک وی بسیار ننگری. این همه بیرون از حقوقی که در حق مسلمانان گفتیم نگاه داری.

ابوذر غفاری رحمهم الله می گوید که مرا دوست من رسول (ص) وصیت کرده است که چون طبخی کنی آن بسیار درکن و همسایه را از آن بفرست. و یکی از عبدالله مبارک پرسید که همسایه من از غلام من گله کند. اگر او را بی جهتی بزنم بزهکار شوم، و اگر نزنم همسایه رنجور شود، چه کنم؟ گفت، «بباش تا غلام بیخردی بکند که مستوجب ادب باشد، آن ادب را تاخیر کن تا همسایه گله کند. آنگاه وی را ادب کن تا حوق هردو نگاه داشته باشی».

ادامه‌ی رکن دوم - رکن معاملات

  1. بخش ۵۵ - حقوق پدر و مادربدان که حق ایشان عظیمتر است که نزدیکی ایشان بیشتر است. رسول گفت (ص) که هیچ کس حق پدر نگذارد تا آنگاه که وی را بنده ای یابد، بخرد و آزاد کند. و گفت، «نیکویی کردن با پدر و مادر فاضلتر از نماز و روزه و حج و عمره و غزا» وگفت، «بوی بهشت از پانصد ساله راه بیاید
  2. بخش ۵۶ - حقوق فرزندانیکی از رسول (ص) پرسید که نیکویی با که کنم؟ گفت، «با مادر و پدر». گفت، «مرده اند». گفت، «با فرزند که همچنان که پدر را حق است فرزند را حق است و یکی از حقوق فرزند آن است که ورا به بدخویی خویش در عقوق نداری». رسول (ص) گفت، «خدای تعالی رحمت کناد برپدری که پسر
  3. بخش ۵۷ - حقوق بندگانرسول گفت (ص)، «از خدای تعالی بترسید در حق بندگان و زیردستان خویش از آن طعام دهید ایشان را که خود خورید و از آن پوشانید که خود پوشید و کاری مفرمایید که طاقت ندارند اگر شایسته باشند نگاه دارید و اگر نه بفروشید و خلق خدای را در عذاب مدارید که خدای تعالی ایشا
  4. بخش ۵۸ - اصل ششمبدان که علما را اختلاف است که عزلت و زاویه گرفتن فاضل‌تر یا مخالطت؟ مذهبِ سُفیانِ ثَوری و ابراهیمِ اَدهَم و داوودِ طایی و فُضَیلِ عَیّاض و سلیمانِ خَوّاص و یوسفِ اَسباط و حُذَیفِ مرعشی و بِشرِ حافی و بسیاری از متّقیان و بزرگان آن است که عزلت و زاویه گرفتن
  5. بخش ۵۹ - فوایدِ عزلتبدان که در عزلت شش فایده است:
  6. بخش ۶۰ - آفات عزلتبدان که از مقاصد دینی و دنیایی بعضی است که جز از دیگران حاصل نمی‌آید، و جز به مخالطت راست نشود و در عزلت فوت آن است و فوات آن آفت عزلت است، و آن شش است.
  7. بخش ۶۱ - آدابِ عزلتچون کسی عزلت گرفت، باید که نیّت کند که بدین عزلت شرِّ خویش از مردمان بازدارد و طلبِ سلامت کند از شرِّ مردمان و طلبِ فراغت کند به عبادتِ حق تعالی و باید که هیچ بیکار نباشد، بلکه به ذکر و فکر و علم و عمل مشغول باشد و مردمان را به خود راه ندهد و از اخبار و ا
  8. بخش ۶۲ - اصل هفتمبدان که سفر دو است: یکی به باطن و یکی به ظاهر. سفر باطن سفر دل است در ملکوت آسمان و زمین و عجایب صنع ایزد تعالی و منازل راه دین و سفر مردان این است که به تن در خانه نشسته باشند و در بهشتی که پهنای وی هفت آسمان و زمین است جولان می کنند، چه عالم‌های ملکوت ب
همه‌ی رکن دوم - رکن معاملات ←

غزالی درباره‌ی غزالی

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظام‌الملک به مدت چهار سال به سمت استادی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.