پرش به محتوای اصلی
غزالی غزالی

رکن اول - در عبادات

بخش ۳۸ - اسرار زکوه دادن

بدان که همچنان که نماز را صورتی است و حقیقتی که آن روح صورت است، زکوه همچنین است و چون کسی سر و حقیقت زکوه نداند، زکوه صورتی بود بی روح و سر او سه است:

یکی آن که خلق مامورند به محبت و دوستی حق تعالی و هیچ مومن نیست که نه این دعوی کند، بلکه مامورند بدانکه هیچ چیز را دوستتر از خدای ندارند، چنان که در قرآن همی گوید،«قل ان کان اباوکم و ابناکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقتر فتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله، فتربصوا حتی یاتی الله بامره، والله لا یهدی القوم الفاسقین» و هیچ مومن نیست که نه دعوی می کند که خدای را از همه چیز دوستتر دارم و پندارد که چنان است، پس به نشانی و برهانی حاجت بود تا هر کسی به دعوی بی حاصل مغرور نشود، پس مال یکی است از محبوبات آدمی، او را بدین بیاموزند و گفتند، «اگر صادقی در دعوی خود این یک معشوقه خود را فدا کن تا درجه خود در دوستی ما بدانی»، پس کسانی که آن بشناختند به سه طبقه شدند:

طبقه اول صدیقان بودند که هرچه داشتند فدا کردند و گفتند، «از دویست درم پنج درم دادن کار بخیلان باشد، بر ما واجب آن بود که همه بدهیم در دوستی دوست»، چنان که ابوبکر جمله مال بداد رسول گفت، «عیال را چه باز نهادی؟» گفت، «خدای و رسول خدای»، و عمر یک نیمه بیاورد، گفت، «عیال را چه گذاشتی؟» گفت، «نیمی»، رسول (ص) گفت، «بینکما کلمتیکما، تفاوت درجه شما همچون تفاوت سخن شماست.»

طبقه دوم نیکمردان بودند که ایشان مال بیکبار خرج نکردند و قوت آن نداشتند، لیکن نگاه همی داشتند و منتظر فقرا و وجوه خیرات بودند و خود را با درویشان برابر می داشتند و بر قدر زکوه اقتصار نکردند و چون درویشان رسیدند ایشان را همچون عیال خود دانستند.

طبقه سوم سره مردان بودند که ایشان بیش از آن طاقت نداشتند که از دویست درم بدهند، بر فریضه اقتصار کردند و فرمان به دل خوش و بزودی به جای آوردند و هیچ منت بر درویشان ننهادند و این درجه واپسین است که هرکه از دویست درم که خدای تعالی بدو دهد، دلش ندهد که پنج درم به فرمان او بازدهد، او را در دوستی حق بس نصیبی نبود و چون بیش از این نتواند داد، دوستی او سخت ضعیف بود و از جمله دوستان بخیل باشد.

سر دوم تطهیر دل است از آلایش و نجاست بخل که بخل در دل چون نجاستی است که سبب ناشایستگی اوست قرب حضرت حق را، چنان که نجاست ظاهر سبب بعد اوست از نماز و آن نجاست بخل پاک نشود الا به خرج کردن مال و بدین سبب زکوه که نجاست بخل را ببرد، چون آبی است که بدو نجاست شسته آید و برای این است که زکوه و صدقه بر رسول و اهل بیت او حرام است که منصب وی را از اوساخ اموال مردمان صیانت کرده اند.

سر سوم شکر نعمت است که مال نعمتی است، چون در حق مومن سبب راحت دنیا و آخرت باشد، پس چنان که نماز و حج و روزه شکر نعمت تن است، زکوه شکر نعمت مال است تا چون خود را بی نیاز بیند بدین نعمت و مسلمانی دیگر را همچون خود درمانده بیند با خود گوید، «او نیز بنده خدای است همچون من، شکر آن را که مرا از وی بی نیاز کرد و او را محتاج من کرد، با او رفقی کنم، که نباید که این از من به شبی برود اگر تقصیر کنم و مرا به صفت او گردانند و او را به صفت من».

پس هر کسی باید که این اسرار بداند تا عبادت او صورت بی معنی نباشد.

ادامه‌ی رکن اول - در عبادات

  1. بخش ۴۰ - آداب طلب کردنبدان که هر درویش که زکوه بدو دهی، فریضه از گردن بیفتد، اما کسی که تجارت آخرت کند، از راه زیاده رنج دست بندارد و چون صدقه به موضع بود ثواب مضاعف باشد، پس باید که از پنج صفت یکی طلب کند:
  2. بخش ۴۱ - آداب ستاننده زکوهستاننده صدقه باید که پنج وظیفه نگاه دارد:
  3. بخش ۴۲ - فضیلت صدقه دادنرسول (ص) گفت، «صدقه دهید و اگر همه یک خرما بود که آن درویش را زنده کند و گناه را بکشد، چنان که آب آتش را»، و گفت، «بپرهیزید از دوزخ و اگر همه نیم خرما باشد و اگر نتوانید به سخنی خوش» و گفت، «هیچ مسلمان از حلال صدقه ندهد که نه ایزد تعالی آن را بر دست لطف خ
  4. بخش ۴۳ - اصل ششم (در روزه است)بدان که روزه رکنی است از ارکان مسلمانی و رسول (ص) گفت که خدای تعالی می گوید، «هر نیکویی را به ده مکافات کنند، مگر روزه که آن من است خاص و جزای آن من دهم» و خدای تعالی گفت، «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب مزد کسانی که صبر کنند از شهوت خود، در هیچ حساب
  5. بخش ۴۴ - فریضه روزهبدان که شش چیز واجب است:
  6. بخش ۴۵ - فریضه دومنیت است و هر شبی باید نیت کند و با یاد آورد که این روزه رمضان است و فریضه است و اداست و هر مسلمان که با این یاد آورد، خود دل او از نیت خالی نبود و شب شک اگر گوید که نیت کردم که فردا روزه دارم اگر اول ماه رمضان باشد، آن نیت درست نبود تا آنگاه که شک برخیزد
  7. بخش ۴۶ - فریضه سومآن که هیچ چیز به باطن خود نرساند به عمد و به قصد و حجامت کردن و سرمه کشیدن و میل در گوش کردن و پنبه در احلیل کردن هیچ زیان ندارد که باطن آن بود که قرارگاه چیزی باشد، چون دماغ و شکم و معده و مثانه و اگر بی قصد او چیزی به باطن رسد، چون مگسی که بپرد، یا غبار
  8. بخش ۴۷ - فریضه چهارمآن که مباشرت نکند با اهل، اگر چندان نزدیکی کند که غسل واجب آید روزه باطل شود و اگر روزه فراموش کرده باشد باطل نشود و اگر به شب صحبت کند و غسل پس از صبح کند روا بود.
همه‌ی رکن اول - در عبادات ←

غزالی درباره‌ی غزالی

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظام‌الملک به مدت چهار سال به سمت استادی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.