پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

رباعیات

شمارهٔ ۶۴

بنگر که چه گفت با دلم چشم، به راز

چشمی که نیامد از غم هجر فراز

گفتا که ازین گرستن دور و دراز

من رفتم و آن رفته دگر نامد باز

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۶گر روز قضا خدا ترا پرسد باز
  2. شمارهٔ ۶۷نیمی ز دلم کبک شد و نیمی باز
  3. شمارهٔ ۶۸خاموش بوم تا نکند چندین ناز
  4. شمارهٔ ۶۹گر خیزد هیچ دیبه از هیچ طراز
  5. شمارهٔ ۷۰آن بت که بهین لفظ بود دشنامش
  6. شمارهٔ ۷۱تا غایب شد بت از کنار شمنش
  7. شمارهٔ ۷۲ای گشته به بیداد و بدی کردن فاش
  8. شمارهٔ ۷۳دندان تو و لب تو ای شهره رفیق
همه‌ی رباعیات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.